به هيچ روى معمول و رايج نيست . تنها سكهاى كه زده مىشود آقچه « 5 » نام دارد كه بهاى آن برابر نيم سوست . در زبان يونانى آسپر به معنى سفيد است ، و دور نيست اين دو كلمه از يك ريشه گرفته شده باشد . آقچههاى عثمانى آنقدر ظريف و نازك است كه گاه ميان دو انگشت ناپيدا مىشود . با وجود اين سبكى و نازكى تنها سكه امپراتورى عثمانى است كه در محاسبات رسمى و ادارى و خزانهدارى و امثال آن رواج و اعتبار تمام دارد . دو قسم آقچه ضرب مىشود : يكى به ارزش نيم سو يا يك صد و بيستم بهاى اكو ، و ديگرى يك سو ، كه معادل نه دانيه (
denier
) است .
از نوع و جريان سكههاى سيمينى كه در مصر ضرب مىشود و پاره « 6 » (
para
) نام دارد ناآگاه نيستم . تعداد اين سكهها چندان كم است كه به ندرت در جريان معاملات ديده مىشود . اما دربارهء مسكوك طلا بايد بگويم كه تنها در مصر يك نوع سكّه زرين زده مىشود كه سلطانى نام دارد « 7 » . اين سكهها به شكل سكههاى زرين آلمانى است ، و از نظر وزن برابر يك و نيم دوكاست . بهاى سلطانى كه نام آن معادل امپريال اروپايى است در بازار و معاملات يكصد و سى سو است ، ولى چون جريان داد و ستد در عثمانى تابع نظم و روش معين نيست قيمت سلطانى گاهى كمى كمتر يا بيشتر مىشود .
مسكوكات اروپايى كه در امپراتورى عثمانى كم يا بيش رواج دارند عبارتند از دوكاى ونيزى كه اعتبارش بيش از ديگر پولهاى رايج است ؛ و دوكاى آلمانى ؛ و از ميان سكههاى سيمين مغرب زمين اعتبار دالر (
dallere
) و ريكس دالر (
rex daller
) از ارزش ديگر سكهها فزونتر است .
دومين نكته كه در چنين هنگام مورد توجه من قرار گرفت اين بود كه به حقيقت دريافتم و باور كردم كه عثمانيها به طبع سادهترين ، زودباورترين مردم روى
هامش
( 5 ) - وزن و ارزش آقچه در زمانهاى مختلف متفاوت بود ؛ چنان كه وزن آنكه در سالهاى نخستين ضرب 164 / 1 گرم بود ، در اواسط قرن چهاردهم ميلادى به 723 / 0 گرم و ارزش آنكه در سال 1452 ميلادى ، 830 خورشيدى چهل فلورن و در سال 1574 ميلادى - 953 خورشيدى شصت فلورن بود در زمان مسافرت شاردن به چهارصد فلورن رسيد .
( 6 ) - پاره سكهء كوچكى بود كه در آن روزگاران پنج سانتيم ارزش داشت .
( 7 ) - مسكوك زر عثمانى در مصر ضرب مىشد .