تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تبصرة الولي فيمن رأى القائم المهدي ( ع ) ( روزنه اى به خورشيد ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
به من دادند كه دعاء فرج و صلوات بر آن حضرت در آن نوشته بود . به من فرمود : به اين كلمات دعا كن و بدينگونه بر من درود و صلوات بفرست و آن را جز به دوستان راستين من ، به ديگران مده ، همانا خداوند توفيق‌دهنده تو است . عرض كردم : آقاى من ! آيا من ديگر شما را زيارت نخواهم كرد ؟ فرمود : اى حسن ! هرگاه خدا بخواهد . وى مىگويد : من از حج برگشتم و به خانه حضرت جعفر بن محمّد - عليهما السّلام - رفته و در آنجا ماندم و جز بخاطر سه چيز از آنجا بيرون نمىشدم يا تجديد وضو ، يا خوابيدن ، يا براى افطار . به هنگام افطار كه به منزل خود مىرفتم ، كوزه آب را پر آب ، و گرده نانى را در كنار آن مىديدم كه بر روى آن هرآن‌چه كه در آن روز ميل داشتم گذاشته شده بود . آن را مىخوردم و همان مرا كفايت مىكرده و در هرفصلى از ايام سال لباسى مناسب آن برايم آماده بود . من در روز آب كوزه را در خانه مىپاشيدم و كوزه را خالى مىگذاشتم ، غذائى كه برايم آورده مىشد و نيازى به آن نداشتم همان شبانه آن را صدقه مىدادم تا همراهانم متوجه قضيّه نشوند . « * »
هامش
( * ) كمال الدّين ج 2 ص 443 ح 17 ، بحار الأنوار ج 52 ص 32 - 31 ح 27 ، اثبات الهداة ج 7 ص 297 - 296 ح 38 .