39 . ابو نعيم انصارى در جمعى سى نفرى
شيخ صدوق ، از احمد بن زياد بن جعفر همدانى ، از ابو القاسم جعفر بن احمد علوى رقى عريضى ، از ابو الحسن على بن احمد عقيقى ، از ابو نعيم انصارى زيدى ( و در نسخهاى برندى ) نقل كرده است كه :
در مكه در كنار مستجار « 1 » با جماعتى از مقصرّه « 2 » مانند محمودى ، و علان كلينى ، و ابو الهيثم دينارى ، و ابو جعفر احول همدانى ، در حدود سى نفر بوديم كه هيچيك از آنها در ايمان خود نسبت به اهل البيت اخلاص نداشت ، غير از محمد بن قاسم علوى عقيقى .
در ششمين روز ذى الحجّة سال دويست و نود و سه هجرى از دائره طواف ، جوانى نزد ما آمد كه با دو لنگ ، احرام بسته و نعلين خود را به دست گرفته بود . چشم ما كه به او افتاد از هيبت و وقار او همگى از جا حركت كرديم . او به ما سلام كرده و در بين ما نشست و ما اطراف او را گرفتيم .
نگاهى به راست و چپ خود كرده و گفت : آيا مىدانيد كه حضرت صادق - عليه السّلام - در دعاء الحاح چه مىگفت ؟
گفتيم : چه مىگفت ؟
هامش
( 1 ) - مستجار ركن متصل به ركن حطيم و حجر الأسود است كه در كنار آن درى بوده مقابل در خانه كعبه ، كه بعدها آن در را بستند . و از همانجا مادر حضرت على فاطمه بنت اسد به درون خانه آمد و وضع حمل كرد و حضرت متولّد شد .
( 2 ) - مقصّره به كسانى گفته مىشود كه نسبت به مقام معنوى اهل البيت كوتاهى داشته و مقام آنها را در حد افراد معمولى پائين مىآوردند ، در مقابل مفوّضه . البته چنان كه برخى نيز يادآور شدهاند ممكن است مقصود از « مقصّره » در اين عبارت كسانى باشند كه عمل تقصير را - كه از مناسك حج مىباشد - انجام دادهاند . ( مترجم )