تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
عمر بن خطاب ، با اين‌كه خود از علم قيافه‌شناسى آگاهى داشت ، سه نفر از نسب‌شناسان را فراخواند . آنگاه از آن پسر خواست پايش را بر خاك يا خاكستر بزند . بعد آن سه نفر را در كنار آن خاك قرار داد و آنان نيز كف پاهايشان را بر آن خاك زدند . بعد به هركدام از قيافه‌شناسان گفت : نگاه كنيد . آنان نگاه مىكردند و مىگفتند : همگى شبيه هم هستند و نمىدانيم كدام يك از جاى پاها به او شبيه است . عمر نيز نگاه كرد و همان نظر آنان را تأييد كرد و هريك از آنان نيز يكى از ويژگىهاى صاحب جاى پا را گفتند . عمر گفت : اگر سگ مادّه‌اى با يك سگ سفيد و يك سياه و يك خاكسترى و يك خالخالى جفت شود ، توله‌هايشان شبيه هم مىشوند . اما نمىدانم ميان انسانها اين مسئله چگونه است . پس عمر آن پسر را فرزند هر سه نفر خواند كه از هر سه ارث ببرد و آنان نيز از او ارث برند . او نيز نزد هر سه باقى ماند .

215 . از قضاوتهاى امام على ( ع )

زبير از ابو الحسن مدائنى از جعفر بن عون با اسناد خود نقل كرد : فردى از يمن و از سوى على بن ابيطالب - عليه السلام - نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمد . آن حضرت در مورد على بن ابيطالب و اخبار مربوط به او پرسيد . او گفت : در مورد على خبر مىدهيم كه سه نفر نزد او رفتند ، در حالىكه هر سه با زنى هم بستر شده بودند . على گفت : شما شركا باهم در اين مورد مجادله نكنيد تا هنگامى كه فرزند به دنيا آمد ، آنگاه نزد من آئيد . آنان آمدند و على بين آنان قرعه‌كشى كرد . قرعه به نام يكى از آنان افتاد . لذا فرزند را به او داد و براى ديگران به ميزان يك‌سوم ديه قرار داد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خنديدند و اين كار على عليه السّلام را ناپسند ندانستند . « 1 »

216 . مجازات انكار فرزند

زبير برايم روايت كرد و گفت : از على بن محمد بن مبارك شنيدم كه گفت :
هامش
( 1 ) . اين‌روايت در اخبار القضاة 1 / 91 آمده است : البته صحت اين‌روايت در شعب الايمان بيهقى ، و مسند احمد ، أبى داود ، و النسائى رد شده است .
الأخبار الموفقيات ( فارسى ) — صفحة 318 | زبير بن بكار / اصغر قائدان