« على ( عليه السّلام ) در علم از همهء افراد امّت من آگاهتر است و در قضاوت دربارهء موضوعاتى كه بعد از من مورد اختلاف مىشود بهتر از همه ، قضاوت مىكند » .
ب : « اصبغ بن نباته » مىگويد : هنگامى كه مردم با على ( عليه السّلام ) به عنوان خليفهء رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) بيعت كردند « 1 » ، آن حضرت ، عمامهء ( يادگار ) رسول خدا را به سر بسته بود و لباس ( يادگار ) او را بر تن نموده بود . در مسجد از منبر بالا رفت و ( ايستاده ) پس از حمد و ثنا ، مردم را موعظه و نصيحت كرد ، سپس نشست و انگشتان دو دست خود را داخل هم گذارد و به زير ناف نهاد ، آنگاه فرمود : اى مردم !
« سلونى قبل ان تفقدونى فانّ عندى علم الاوّلين و الآخرين . . . » .
« از من بپرسيد قبل از آنكه مرا نيابيد ( و از ميان شما بروم ) چرا كه علم پيشينيان و آيندگان ، نزد من است » .
بدانيد سوگند به خدا ! اگر بستر خلافت برايم گسترده شود ( و بر آن بنشينم ) با پيروان تورات ، طبق تورات و با پيروان انجيل ، طبق انجيل و با پيروان زبور ، طبق زبور ، و با پيروان قرآن طبق قرآن ، حكم مىكنم به گونهاى كه ( اگر ) هر يك از اين كتابها ، به سخن درآيد بگويد : « پروردگارا ! على ( عليه السّلام ) مطابق قضاوت تو ، قضاوت كرد » ، سوگند به خدا ! من به قرآن و معانى بلند پايهء آن از همه آگاهتر هستم و اگر يك آيه از قرآن نبود « 2 » ، قطعا شما را به آنچه تا روز قيامت ، پديد مىآيد ، آگاه مىكردم » .
سپس بار ديگر فرمود : « سلونى قبل ان تفقدونى . . . ؛ قبل از آنكه مرا نيابيد ، از من بپرسيد ، سوگند به خداوندى كه دانه را ( در دل خاك ) شكافت و انسان را آفريد ، اگر از هر آيهء قرآن از من سؤال كنيد به شما خواهم گفت كه آن آيه ، چه وقت نازل شده ؟ و در
هامش
( 1 ) - اين جريان در اواخر سال 35 هجرى ، بعد از قتل عثمان ، در مسجد النّبى ( صلّى اللّه عليه و آله ) در مدينه اتفاق افتاد و مدت خلافت آن حضرت ، چهار سال و نه ماه و چند روز بود .
( 2 ) - منظور ، آيهء 39 سورهء رعد است كه مىفرمايد :يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ ؛« خدا هرچه بخواهد محو و هرچه را خواهد اثبات مىكند و اصل كتاب ، مشيّت اوست . »