در اين كار كمك نموده است . « 1 »
بعضى در مورد اين حكايت گفتهاند : « اين كتاب ، بسيار ضخيم بود كه رونويسى از آن ، يك سال يا بيشتر طول مىكشيد ، علّامه در آن يك شب ، چند صفحه از آن را نوشت و خسته شد ، ناگهان مردى به قيافهء مردم حجاز بر او وارد شد و سلام كرد و نشست و به علّامه گفت : تو خطكشى كن و نوشتن را به من واگذار ، علّامه قبول كرد و به خطكشى مشغول شد و او مىنوشت ، اما بقدرى سريع مىنوشت كه علّامه در خطكشى صفحات به او نمىرسيد ، هنگامى كه صداى خروس در سحر آن شب بلند شد ، علّامه ديد همهء كتاب تا آخر نوشته شده است » . « 2 »
7 - فخر المحقّقين فرزند برومند علّامه و نصايح علّامه به او
علّامهء حلّى پسرى داشت به نام محمّد ، معروف به « فخر المحقّقين » و فخر الدّين كه به راستى خلف صالح و نمونهاى شايسته از پدر بود ، در دوران نوجوانى به مرحلهء اجتهاد رسيد و كتابهاى بسيارى تأليف نمود و از مفاخر مراجع تقليد عصر خود گرديد ، او از شاگردان برجستهء پدرش بود و بعضى از كتابهاى پدرش را شرح كرد ، مانند شرح تهذيب الاصول و شرح مبادى الاصول و ايضاح الفوائد فى شرح مشكلات القواعد و . . .
وى در شب بيستم جمادى الاولى سال 682 هجرى قمرى متولّد شد و در شب جمعه 25 جمادى الثّانيه سال 771 در سن 89 سالگى از دنيا رفت . « 3 »
صاحب « نخبة المقال » در شعر خود مىگويد :
فخر المحقّقين نجل الفاضل * ذاع للارتحال بعد ناحل
يعنى : « فخر المحقّقين ، فرزند فاضل ( علّامهء حلّى ) است ، بعد از عمرى پربار
هامش
( 1 ) - بهجة الامال ، ج 3 ، ص 232 .
( 2 ) - فوائد الرضويّة ، ص 127 . سفينة البحار ، ج 2 ، ص 228 .
( 3 ) - الكنى و الالقاب ، ج 3 ، ص 16 ، بحار ، ج 1 ، ص 227 .