بسيارى از آنان قضا شد و عموم آنان از فضيلت نماز جماعت با على ( عليه السّلام ) محروم گشتند ، وقتى به محضر على ( عليه السّلام ) رسيدند ، با او در اينباره سخن گفتند ، آن حضرت وقتى گفتار آنان را شنيد ، از درگاه خدا خواست تا خورشيد را برگرداند به اندازهاى كه همهء يارانش نماز عصر را با جماعت و در وقت عصر بخوانند .
خداوند دعاى امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) را به استجابت رساند و خورشيد به همان نقطهء فضايى كه هنگام وقت عصر در آن قرار مىگرفت بازگشت . مسلمين ، نماز عصر را با آن حضرت به جماعت خواندند و پس از سلام نماز ، خورشيد غروب كرد و هنگام غروب ، صداى هولناك و بلندى از آن برخاست كه مردم از ترس وحشتزده شدند و ذكر : « سبحان اللّه و لا إله الّا اللّه و استغفر اللّه و الحمد للّه » را بسيار به زبان آوردند و خداى بزرگ را به خاطر اين نعمت ( ردّ الشّمس ) كه بر ايشان آشكار نمود ، حمد و سپاس گفتند و خبر اين حادثهء عجيب ، به همهء جا از شهرها و نقاط دوردست رسيد و در ميان مردم شايع گرديد . « 1 »
اشعار سيّد حميرى پيرامون برگشتن خورشيد
سيّد حميرى ( شاعر آزاده و حماسهسراى تشيّع كه مختصرى از شرح حالش در پاورقى چند صفحه قبل گذشت ) « 2 » در اينباره چنين سرود :
ردّت عليه الشّمس لمّا فاته * وقت الصلاة و قد دنت للمغرب
حتى تبلج نورها فى وقتها * للعصر ثم هوت هوى الكوكب
و عليه قد ردّت ببابل مرّة * اخرى و ما ردّت لخلق معرب
الا ليوشع اوّله من بعده * و لردّها تأويل امر معجب
هامش
( 1 ) - اين حديث در كتب اهل تسنن از جمله در كتاب : الصواعق المحرقه ، ج 3 ، ص 126 آمده است .
( 2 ) - در پاورقى صفحهء 150 .