كرد ) و خورشيد ( كه غروب كرده بود ) بازگشت و در همان فضاى آسمان كه هنگام عصر قرار مىگيرد ، قرار گرفت ، امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) نماز عصر خود را در وقتش خواند ، سپس خورشيد غروب كرد . « 1 »
« اسماء بنت عميس » مىگويد : « سوگند به خدا ! هنگام غروب خورشيد ، صدايى همچون صداى اره ( هنگام كشيدن ) روى چوب ، از آن شنيدم » .
بازگشت خورشيد در زمان خلافت على ( ع )
بعد از رحلت رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) نيز خورشيد ( يك بار ديگر ) براى امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) بازگشت كه داستانش از اين قرار است :
وقتى كه امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) خواست در سرزمين بابل ( نزديك كوفه ) از اين سوى رود آب فرات به آن سو بگذرد ( و به سوى جبههء صفّين يا نهروان حركت كند ) بسيارى از همراهان آن حضرت به عبور دادن چارپايان و اثاثيهء خود از رود فرات اشتغال داشتند . على ( عليه السّلام ) با گروهى نماز عصر خود را به جماعت خواند ولى هنوز همهء يارانش از آب نگذشته بودند كه خورشيد غروب كرد ، با توجّه به اينكه نماز عصر
هامش
( 1 ) - در مورد بازگشت خورشيد ، بعضى آن را از نظر علمى ( و انتظام در منظومه شمسى ) چنين ترسيم كردهاند : خداوند تودهء عظيم و فشردهء ابر را در فضا ( در همان نقطهاى كه وقتى خورشيد قرار مىگرفت ، نشان دهندهء وقت عصر بود ) قرار داد ، خورشيد از پشت كوه به آن تابيد و نور آن از تودهء فشردهء ابر بر زمين تابيد و روز را همچون وقت عصر نشان داد ، على ( عليه السّلام ) نماز عصر را خواند ، سپس بىدرنگ آن تودهء ابر ، رد شد و خورشيد ناپديد گشت و در ظاهر چنين تصوّر مىشد كه خورشيد بازگشته و پس از دقايقى ، غروب نموده است ( و اللّه اعلم ) و روشن است كه ايجاد تودهء فشردهء ابر و تابش خورشيد بر آن و نشان دادن وقت نماز عصر ، سپس غروب غيرعادى خورشيد در آن وقت كه على ( عليه السّلام ) به دستور پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) دعا كرده ، همه و همه معجزه است . دربارهء حديث « ردّ الشّمس » و اسناد آن از طرق سنى و شيعه و مطالبى ديگر ، به كتاب : الغدير ، ج 3 ، ص 126 - 140 مراجعه شود .