تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
يا محمّداه ! يا احمداه ! اليوم جدّد لنا موتك اذ ماتت امّنا : « آه ! اى محمّد ! اى احمد ! صلّى اللّه عليه و آله امروز مصيبت فقدان تو براى ما تجديد شد ، چرا كه مادرمان از دنيا رفت » . سپس نزد پدرشان على عليه السّلام كه در مسجد بود آمدند ، و وفات مادر را به او خبر دادند . امام على عليه السّلام آنچنان از اين خبر تكان‌دهنده ، ناراحت شد كه بىحال به زمين افتاد ، آب به صورتش پاشيدند تا اينكه حالش خوب شد ، در حالى كه مىگفت : به من العزاء يا بنت محمّد ، كنت بك اتعزّى ، ففيم العزاء من بعدك : « اى دختر محمّد ، به چه كسى خود را تسليت بدهم ، تا زنده بودى ، مصيبتم را به تو ، تسليت مىدادم ، اكنون بعد از تو چگونه آرام گيرم » . روايت‌كننده مىگويد : على عليه السّلام حسن و حسين عليه السّلام را با خود برداشت و با هم وارد خانهء فاطمه عليها السّلام شدند ، ديدند اسماء در بالين زهرا عليها السّلام گريه مىكند و مىگويد : « اى يتيمان محمّد ! صلّى اللّه عليه و آله ما بعد از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، مصيبت خود را به فاطمه عليها السّلام تسليت مىداديم » اكنون چه كنيم ؟ ! » .
[ بودى چراغ خانه‌ام يا زهرا * تاريك شد كاشانه‌ام يا زهرا
اى نوگل پژمرده‌ام يا زهرا * سيلى ز دشمن خورده‌ام يا زهرا
گويد حسين كو مادرم يا زهرا * كو مادر غم‌پرورم يا زهرا ]

6 - نامه‌اى در بالاى سر فاطمه [ س ]

عليها السّلام حضرت على عليه السّلام روپوش را از روى صورت زهرا عليها السّلام كنار زد ، ناگاه نامه‌اى را در بالاى سر فاطمه عليها السّلام مشاهده نمود و ديد در آن نوشته : بنام خداوند بخشندهء مهربان - اين چيزى است كه فاطمه دختر رسول خدا
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 71 | الشيخ عباس القمي / اشتهاردى