مكّه تابيد ، و شرق و غرب زمين را روشن كرد .
در اين هنگام ناگاه ده بانو از حوريان بهشتى كه در دست هر كدام طشت بهشتى و آفتابهاى پر از آب كوثر بود ، وارد شدند . آن بانوئى كه در پيش روى فاطمه عليها السّلام بود ، آب كوثر را گرفت و فاطمه عليها السّلام را با آن شستشو داد ، و دو جامهء سفيد كه از شير سفيدتر و از مشك عنبر خوشبوتر بود ، بيرون آورد ، بدن فاطمه عليها السّلام را با يكى از آنها پوشانيد ، و ديگرى را مقنعه و روسرى او قرار داد ، و آنگاه فاطمه عليها السّلام را به سخن گفتن دعوت كرد ، فاطمه عليها السّلام به يكتائى خدا و رسالت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گواهى داد و چنين گفت :
اشهد ان لا إله الّا اللّه و انّ أبي رسول اللّه سيّد الأنبياء ، و انّ بعلي سيّد الأوصياء و ولدىّ سيّدا الاسباط
: « گواهى مىدهم كه معبودى جز خداى يكتا و بىهمتا نيست ، و اينكه پدرم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سرور پيامبران ، و شوهرم سرور اوصياء ، و دو فرزندم ( حسن و حسين عليهما السّلام ) دو آقاى سبطها هستند » .
سپس فاطمه عليها السّلام به هر يك از آن چهار زن سلام كرد و آنها را به نامشان خواند ، و آنها با روى شاد و خندان ، به فاطمه عليها السّلام توجّه كردند ، و حوريان و اهل آسمان ، مژده ولادت فاطمه عليها السّلام را به همديگر مىدادند ، و در آسمان نورى درخشان آشكار شد كه فرشتگان چنين نور پرفروغى را قبلا نديده بودند .
آنگاه بانوان ، به خديجه عليها السّلام گفتند : « فرزند خود را كه پاك و پاكيزه و پرميمنت و مبارك است ، و از او نسل پربركت پديد مىآيد بگير » .
خديجه عليها السّلام دخترش فاطمه عليها السّلام را با شادى و سرور ، در آغوش گرفت ، و پستان در دهان او گذاشت ، شير جارى شد ، فاطمه عليها السّلام از آن پس به طور سريع و چشمگير رشد و نمو نمود .
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 61
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٦١