نوزاد گفت :
اشهد ان لا الّا اللّه وحده لا شريك له و اشهد انّ محمّدا رسول اللّه ( ص ) . . .
: « گواهى مىدهم كه معبودى ، جز خداى يكتا و بىهمتا نيست ، و محمّد صلّى اللّه عليه و آله رسول خدا است » .
سپس بر امير مؤمنان على و ساير امامان عليهم السّلام درود فرستاد ، تا به پدرش رسيد ، آنگاه سكوت كرد .
حكيمه مىگويد : امام حسن عسكرى عليه السّلام به من فرمود : « اى عمّه ! اين نوزاد را نزد مادرش ببر ، تا بر او سلام كند ، سپس نزد من بازگردان ، من نوزاد را نزد مادرش بردم ، سلام بر مادر كرد ، و سپس او را نزد پدرش بازگرداندم و در مجلس امام نهادم .
پارهاى از عجائب ايّام ولادت امام مهدى عليه السّلام
حكيمه مىگويد : « امام حسن عسكرى عليه السّلام به من فرمود : « اى عمّه ! وقتى كه روز هفتم شد ، نزد ما بيا » ، من صبح روز بعد ، براى عرض سلام ، به حضور امام حسن عسكرى عليه السّلام رفتم ، وقتى كه پرده را كنار زدم تا حضرت مهدى عليه السّلام را بنگرم ، به جستجو پرداختم ، او را نديدم ، به امام حسن عسكرى عليه السّلام عرض كردم : « فدايت گردم ، آقايم ( حضرت مهدى عليه السّلام ) كجا است ؟ » .
فرمود : « اى عمّه ! او را به آن كسى سپردم كه مادر موسى عليه السّلام ، موسى عليه السّلام را به او سپرد » .
حكيمه مىگويد : « وقتى كه روز هفتم فرا رسيد ، به خانه امام حسن عسكرى عليه السّلام آمدم و سلام كردم و نشستم ، آن حضرت فرمود : فرزندم را نزد من بياور ، نوزاد را به پارچهاى پيچيدم و نزد امام حسن عسكرى عليه السّلام بردم ، آن حضرت با او همان گونه رفتار كرد كه بار اوّل او را نزدش بردم ، سپس زبانش را در دهان نوزاد گردانيد ، مانند اينكه شير يا عسل به او مىخوراند ، و بعد فرمود : « اى