تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
نوزاد گفت : اشهد ان لا الّا اللّه وحده لا شريك له و اشهد انّ محمّدا رسول اللّه ( ص ) . . . : « گواهى مىدهم كه معبودى ، جز خداى يكتا و بىهمتا نيست ، و محمّد صلّى اللّه عليه و آله رسول خدا است » . سپس بر امير مؤمنان على و ساير امامان عليهم السّلام درود فرستاد ، تا به پدرش رسيد ، آنگاه سكوت كرد . حكيمه مىگويد : امام حسن عسكرى عليه السّلام به من فرمود : « اى عمّه ! اين نوزاد را نزد مادرش ببر ، تا بر او سلام كند ، سپس نزد من بازگردان ، من نوزاد را نزد مادرش بردم ، سلام بر مادر كرد ، و سپس او را نزد پدرش بازگرداندم و در مجلس امام نهادم .

پاره‌اى از عجائب ايّام ولادت امام مهدى عليه السّلام

حكيمه مىگويد : « امام حسن عسكرى عليه السّلام به من فرمود : « اى عمّه ! وقتى كه روز هفتم شد ، نزد ما بيا » ، من صبح روز بعد ، براى عرض سلام ، به حضور امام حسن عسكرى عليه السّلام رفتم ، وقتى كه پرده را كنار زدم تا حضرت مهدى عليه السّلام را بنگرم ، به جستجو پرداختم ، او را نديدم ، به امام حسن عسكرى عليه السّلام عرض كردم : « فدايت گردم ، آقايم ( حضرت مهدى عليه السّلام ) كجا است ؟ » . فرمود : « اى عمّه ! او را به آن كسى سپردم كه مادر موسى عليه السّلام ، موسى عليه السّلام را به او سپرد » . حكيمه مىگويد : « وقتى كه روز هفتم فرا رسيد ، به خانه امام حسن عسكرى عليه السّلام آمدم و سلام كردم و نشستم ، آن حضرت فرمود : فرزندم را نزد من بياور ، نوزاد را به پارچه‌اى پيچيدم و نزد امام حسن عسكرى عليه السّلام بردم ، آن حضرت با او همان گونه رفتار كرد كه بار اوّل او را نزدش بردم ، سپس زبانش را در دهان نوزاد گردانيد ، مانند اينكه شير يا عسل به او مىخوراند ، و بعد فرمود : « اى
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 524 | الشيخ عباس القمي / اشتهاردى