تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
از نماز ديدم حضرت نرجس عليها السّلام در خواب است ، و اثرى از وعدهء برادرزاده‌ام ( امام حسن عسكرى عليه السّلام ) ديده نمىشود ، مشغول تعقيب نماز شدم ، سپس خوابيدم و بعد در حال ترس ، از خواب بيدار شدم ، ديدم نرجس عليها السّلام در خواب است ، بعد از لحظه‌اى او برخاست و نماز شب خواند « 1 » ، من ( بر اثر اينكه اثر وضع حمل از او نديدم ) به شكّ افتادم ( كه نكند او حامله نباشد ) ناگاه امام حسن عسكرى عليه السّلام از اطاق خود صدا زد : « اى عمّه ! عجله نكن ، زيرا فرا رسيدن وعده نزديك شده است » . حكيمه مىگويد : سوره‌هاى الم سجده ، و ياسين را خواندم ، در اين حال بودم ، ناگاه نرجس عليها السّلام هراسان ، بيدار شد ، به سوى او شتافتم ، گفتم : خدا يارت باد ، سپس گفتم : « آيا چيزى احساس مىكنى ؟ » . گفت : آرى ، اى عمّه ! » . گفتم : « خاطر جمع و دلگرم باش ، اين همان است كه گفتم » . حكيمه مىگويد : در اين هنگام يك نوع سستى بر من و بر نرجس عليها السّلام عارض شد ، كه چيزى نفهميديم ، ناگاه دريافتيم كه حضرت مهدى عليه السّلام متولّد شده است ، روپوش را از روى او كنار زدم ، ديدم او به حالت سجده روى زمين قرار گرفته است ، او را برگرفتم ، ديدم پاك و پاكيزه است ، در اين هنگام امام حسن عسكرى عليه السّلام صدا زد : « اى عمّه ! پسرم را نزدم بياور » ، او را نزد امام حسن عسكرى عليه السّلام بردم ، آن حضرت ، نوزاد را روى دستش گرفت ، و پاهايش را روى سينه‌اش قرار داد ، سپس زبانش را در دهان نوزاد گردانيد ، و دستش را بر چشمانش و گوشها و مفاصل نوزاد كشيد ، سپس فرمود : « پسر جان ! سخن بگو » .
هامش
( 1 ) و اين از نكات آموزنده است كه مادر امام زمان ( عج ) در شب وضع حمل ، ساعتى قبل از وضع حمل ، نماز شب خواند ( مترجم ) .