تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
او ابلاغ مىكنى ؟ » . شاگرد گفت : آرى . امام حسن عسكرى عليه السّلام به او فرمود : « من سخنى را به تو ياد مىدهم ، تو نزد او برو ، و چند روز او را در اين كارى كه شروع كرده ، كمك كن ، وقتى كه با او دوست و همدم شدى ، به او بگو سؤالى به نظرم رسيده مىخواهم از تو بپرسم . او مىگويد : بپرس . به او بگو : « اگر نازل كنندهء قرآن ( خدا ) نزد تو آيد ، آيا ممكن است كه بگويد : مراد من از معانى اين آيات ، غير از آن معانى است كه تو براى آن آيات فهميده‌اى ؟ » . استاد كندى مىگويد : « آرى ، ممكن است » . در اين هنگام به او بگو : « تو چه مىدانى ، شايد مراد خدا از آيات قرآن ، غير از آن معانى باشد كه تو فهميده‌اى » . شاگرد نزد استاد اسحاق رفت ، و مدّتى او را در تأليف آن كتاب ، يارى كرد ، و با او همدم شد ، تا روزى گفت : « آيا ممكن است كه خدا غير از اين معانى را كه تو از آيات قرآن فهميده‌اى ، اراده كرده باشد ؟ » . استاد فكرى كرد و سپس گفت : سؤال خود را دوباره بيان كن ، او سؤال خود را تكرار كرد . استاد گفت : آرى ، ممكن است خدا ارادهء معنائى غير از معانى ظاهرى آيات قرآن كرده باشد ، زيرا واژه‌ها ، داراى احتمالات است . سپس به شاگرد گفت : « راست بگو بدانم اين سخن را چه كسى به تو ياد داده است ؟ » . شاگرد گفت : « به دلم افتاد كه از تو بپرسم » . استاد گفت : « اين سؤال ، سؤال بسيار مهم و سخن بسيار عميق و بلند پايه‌اى است ، و از تو بعيد است چنين سخنى سر زند » . شاگرد گفت : « اين سخن را از امام حسن عسكرى عليه السّلام شنيده‌ام » .
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 493 | الشيخ عباس القمي / اشتهاردى