همسر نحرير ، به او گفت : « از خدا بترس ، آيا نمىدانى چه كسى را در تحت نظر دارى ؟ » ، آنگاه عبادات و شايستگى او را يادآورى كرد ، و گفت : « من ترس آن دارم كه به خاطر اين كار ، بلائى به تو برسد » .
نحرير گفت : « سوگند به خدا او ( امام حسن عسكرى عليه السّلام ) را جلو درّندگان مىاندازم » .
سپس نحرير ، از مقامات بالا خواست ، كه اين كار را انجام دهد . مقامات بالا به او اجازه دادند . نحرير آن حضرت را كنار درّندگان انداخت ، حاضران يقين داشتند كه درّندگان ، او را مىخورند . وقتى كه به تماشاى آن محلّ پرداختند ، ديدند :
آن حضرت نماز مىخواند ، و درّندگان در اطراف او هستند ، و هيچگونه آسيبى به او نمىرسانند .
آنگاه به دستور نحرير ، آن حضرت را آزاد كردند ، و او را به خانهاش بردند .
مؤلّف گويد : در توسّل به امام حسن عسكرى عليه السّلام در ساعت يازده روز [ كه منسوب به امام حسن عسكرى عليه السّلام است ] به اين معجزهء بزرگ اشاره شده ، آنجا كه مىخوانيم :
و بالامام الحسن بن علىّ عليه السّلام الّذى طرح للسّباع فخلّصته من مرابضها ، و امتحن بالدّوابّ الصّعاب فزلّلت له مراكبها
: « و به حقّ امام حسن عسكرى عليه السّلام كه او جلو درّندگان افكنده شد ، و تو او را از جايگاهشان نجات دادى ، و او در برابر حيوانات چموش و درّندهخو امتحان شد ، تو آنها را براى او رام كردى » .
در قسمت دوّم عبارت فوق ، اشاره به اين خبر مشهور شده كه مستعين [ دوازدهمين خليفه عبّاسى ] استرى بسيار سركش داشت ، هيچكس نمىتوانست ، لگام بر دهان او زند ، و يا زين بر پشت او نهد . روزى امام حسن عسكرى عليه السّلام نزد مستعين آمد . مستعين از آن حضرت خواهش كرد كه لگام بر دهان استر زند ، و زين بر پشت او نهد ، منظور خليفه اين بود كه آن حضرت ، يا استر را رام كرده و بر او سوار مىگردد ، و يا اينكه استر او را مىكشد .
أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 491
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٤٩١