تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
امام حسن عسكرى عليه السّلام برخاست و به طرف استر رفت و دست بر ران او ماليد . استر ( از شرمندگى ) غرق در عرق شد و نهايت خوارى و فروتنى را در برابر امام عليه السّلام نشان داد . امام حسن عسكرى عليه السّلام لگام بر دهان او زد ، و زين بر پشت او نهاد ، و بر آن سوار شد و در همانجا ( با كمال راهوارى ) آن استر را دوانيد ، بىآنكه استر ، از خود چموشى نشان دهد . مستعين ، از تعجّب حيرت زده شد ، و آن استر را به آن حضرت بخشيد [ به اين ترتيب خورشيد مقام امام ، بر دلهاى تيرهء طاغوتيان تابيد ، آنها ناچار شدند كه در برابر شكوه ملكوتى آن حضرت ، زانوى عجز ، بر زمين زنند و خوار گردند ] .

اثر پيام امام حسن عسكرى عليه السّلام به فيلسوفان عراق

در كتاب مناقب ، از ابو القاسم كوفى در كتاب « التبديل » چنين روايت شده : اسحاق كندى از دانشمندان عراق بود [ و مردم او را به عنوان فيلسوف و دانشمند برجسته مىشناختند . او كافر بود و اسلام را قبول نداشت ] حتّى تصميم گرفت به زعم خود ، كتابى دربارهء تناقض‌گوئى قرآن بنويسد ، چرا كه مىپنداشت بعضى از آيات قرآن با بعضى ديگر ( در ظاهر ) سازگار نيست ، او نگارش چنين كتابى را شروع كرد ، و همهء ذكر و فكر خود را بر آن ، معطوف داشت . روزى يكى از شاگردان او به حضور امام حسن عسكرى عليه السّلام آمد و جريان را به اطّلاع آن حضرت رسانيد ، و امام به او فرمود : « آيا در ميان شما يك مرد هوشمند و رشيد نيست تا با استدلال و منطق محكم ، استاد شما ، كندى را از نوشتن چنان كتابى بازدارد و او را پشيمان كند ؟ ! » . شاگرد گفت : ما از شاگردان او هستيم ، و از نظر علمى نمىتوانيم او را قانع كرده و از عقيده‌اش منصرف كنيم . امام حسن عسكرى عليه السّلام به او فرمود : « آيا آنچه را به تو القاء كنم ، به