وقتى كه نظر بختيشوع به راهب افتاد ، دريافت كه مسلمان شده ، با شتاب نزد او آمد و پرسيد : علّت چيست از دين مسيح عليه السّلام خارج شدهاى ؟
راهب گفت : « من مسيح عليه السّلام را يافتم و در حضور او مسلمان شدم » .
بختيشوع گفت : آيا مسيح عليه السّلام را يافتى ؟
راهب گفت : آرى ، يا نظير مسيح عليه السّلام را ، زيرا چنين فصدى ( رگ زنى ) را در همهء جهان كسى جز مسيح عليه السّلام انجام نداده ، و اين مرد در آيات و معجزات همانند مسيح عليه السّلام است .
سپس همان راهب تازه مسلمان ، به امام پيوست و پيوسته در خدمت آن بزرگوار بود ، تا از دنيا رفت .
به چاه افتادن امام حسن عسكرى عليه السّلام و نجات او
روايت شده : آن هنگام كه امام حسن عسكرى عليه السّلام كودك بود ، روزى كنار پدر بود ، پدرش امام هادى عليه السّلام به نماز اشتغال داشت ، در اين هنگام ، حضرت حسن عسكرى عليه السّلام به چاه آبى افتاد ، شيون زنها بلند شد ، امام هادى عليه السّلام بعد از نماز ، به آنها فرمود : باكى نيست ، آنها مشاهده كردند ، آب از قعر چاه ، كمكم بالا آمد ، تا سر چاه رسيد ، و حضرت حسن عسكرى عليه السّلام بالاى آب بود و با آب بازى مىكرد . به اين ترتيب از آب و چاه ، بيرون آمد .
پاسخ به يك سؤال
محمّد بن اقرع مىگويد : من براى امام حسن عسكرى عليه السّلام نوشتم :
« آيا امام ، محتلم مىشود ؟ » ، پس از آنكه نامه را فرستادم ، پيش خود گفتم : « احتلام يك نوع نفوذ شيطان است ، و خداوند اولياء خود را از نفوذ شيطان حفظ كرده است » ، پس از چندى ، جواب نامه به من رسيد ، در آن نوشته بود : « حال امامان در خواب ، همان حالشان در بيدارى است ، خواب چيزى از حال آنها را تغيير