تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
براى آوردن حضرت رضا عليه السّلام به خراسان ] نقل شده : حضرت رضا عليه السّلام فرمود : « هنگامى كه خواستم از مدينه به سوى خراسان حركت كنم ، عيال و افراد خانواده‌ام را جمع كردم و به آنها گفتم برايم گريه كنند ، تا صداى گريهء آنها را بشنوم « 1 » ، سپس مبلغ دوازده هزار دينار بين آنها تقسيم نمودم ، آنگاه به آنها گفتم كه من ديگر هرگز براى ديدار اهل و عيالم ، بازنمىگردم ، سپس دست ابا جعفر [ حضرت جواد عليه السّلام كه در آن هنگام حدود پنج سال داشت ] را گرفتم ، و او را كنار قبر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بردم ، و دستش را بر كنار قبر آن حضرت نهادم ، و او را به قبر مطهّر چسباندم ، و حفظ او را به بركت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از خدا خواستم . حضرت جواد عليه السّلام به من رو كرد و گفت : « پدر جان سوگند به خدا ، تو به سوى خدا مىروى » ، به همهء وكلا و افراد تحت كفالت خود دستور دادم كه از حضرت جواد عليه السّلام اطاعت نمايند ، و با او مخالفت نكنند ، و به آنها فهماندم كه حضرت جواد عليه السّلام جانشين من است » .

3 - وداع امام رضا عليه السّلام با كعبه ، و اندوه حضرت جواد عليه السّلام

شيخ اربلى ( ره ) [ مؤلّف كشف الغمّه ] از دلائل حميرى ، از « اميّة بن على » نقل مىكند كه گفت : « در آن سالى كه حضرت رضا عليه السّلام حجّ بجا آورد و سپس به سوى خراسان حركت كرد ، من در مكّه در حضور آن حضرت بودم ، حضرت جواد عليه السّلام نيز بود ، امام رضا عليه السّلام با كعبه ، خانهء خدا ، وداع و خداحافظى مىكرد ، پس از طواف ، به مقام ابراهيم عليه السّلام رفت و در آنجا نماز خواند ، حضرت جواد عليه السّلام ( كه كودك بود ) بر دوش موفّق [ غلام
هامش
( 1 ) چنان كه در زيارتنامهء حضرت رضا عليه السّلام اين فراز آمده است : السّلام على من امر اولاده و عياله بالنّياحة عليه قبل وصول القتل اليه : « سلام بر كسى كه به فرزندان و عيالش امر كرد ، تا قبل از كشته شدنش ، براى او نوحه و گريه كنند » .