ابراهيم ( پسرش ) گفت :
تدمع العينان و قد يوجع القلب و لا نقول ما يسخط الرّبّ و انّا بك يا ابراهيم محزونون
: « چشمها اشك مىريزند ، و دل به درد مىآيد ، اما سخنى كه پروردگار را به خشم آورد ، نمىگويم ، و ما اى ابراهيم در سوگ تو غمگين هستيم » .
و از امام باقر عليه السّلام در تفسير آيه :
وَ لا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ
: « زنان با ايمان تو را در نيكى ، نافرمانى نكند » « 1 »
روايت شده ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به فاطمه عليها السّلام فرمود : « وقتى كه من از دنيا رفتم ، چنگ بر صورت نزن ، و موى خود را پريشان مكن ، و صداى وا ويلا بلند نكن و در عزاى من با صداى بلند ، آه و ناله نكن » .
سپس فرمود : « منظور از كلمهء « معروف » در سخن خدا ( در آيه فوق ) همين است » .
6 - على [ ع و فاطمه س در كنار بستر پيامبر ص ]
عليه السّلام و فاطمه عليها السّلام در كنار بستر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شيخ مفيد ( ره ) نقل مىكند : سپس بيمارى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سخت و وخيم شد ، امير مؤمنان على عليه السّلام در كنار بسترش بود ، همين كه نزديك بود روح از بدنش مفارقت كند ، به على عليه السّلام فرمود : « سرم را بر دامن خود بگير ، زيرا كه امر الهى فرا رسيد ، وقتى كه روحم از پيكرم بيرون رود ، آن را با دست خود بگير و بر روى خود بكش ، آنگاه مرا به جانب قبله بگذار ، و كار ( غسل و كفن ) مرا خودت انجام بده ، و قبل از همهء مردم بر جنازهام نماز بخوان ، و از من جدا نشو تا مرا به خاك بسپارى ، و از درگاه خداوند درخواست كمك كن » .
هامش
( 1 ) ممتحنه : 12