تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
تاكنون از هيچ‌كس اجازهء ورود نگرفته است ، و بعدا نيز از هيچ‌كس اجازه ورود نمىگيرد . پيامبر : به او اجازه بده . جبرئيل به عزرائيل اجازه داد ، عزرائيل وارد شد ، و در پيشگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ايستاد و عرض كرد : « اى احمد ! خداوند مرا نزد تو فرستاده و به من فرمان داده تا از آنچه امر فرمودى اطاعت كنم ، اگر امر كنى روحت را قبض كنم ، اطاعت مىكنم ، و اگر آن را دوست ندارى خوددارى مىنمايم » . پيامبر : آيا همان گونه كه گفتى رفتار مىكنى ؟ عزرائيل : آرى ، از جانب خدا مأمور شده‌ام تا آنچه را بفرمائى اطاعت نمايم . جبرئيل به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عرض كرد : « اى احمد ! خداوند متعال مشتاق لقاء و ديدار تو است » . در اين هنگام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به عزرائيل فرمود : « مأموريّت خود را انجام بده » .

2 - اجازه به عزرائيل براى ورود به محضر پيامبر [ ص ]

صلّى اللّه عليه و آله در كتاب مناقب از ابن عبّاس نقل شده : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگامى كه در بستر بيمارى افتاده بود ، لحظه‌اى بىهوش شد ، در اين هنگام در خانه كوبيده شد . فاطمه عليها السّلام فرمود : كيستى ؟ كوبندهء در : من مرد غريبى هستم ، آمده‌ام از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بپرسم ؛ آيا به من اجازهء ورود مىدهد تا به محضرش آيم ؟ فاطمه : خدا تو را بيامرزد ، بازگرد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در بستر بيمارى است . مرد غريب رفت ، پس از ساعتى بازگشت و در خانه پيامبر صلّى اللّه عليه