تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
احضار كرد ، او را برهنه نموده و به عقابين كشيد و سندى بن شاهك در حضور عبّاس بن محمّد ، صد تازيانه بر بدن فضل بن يحيى زد [ به جرم اينكه چرا فضل ، موجب آسايش امام كاظم عليه السّلام شده است ] . آنگاه ، مسرور خادم ، جريان را در نامه‌اى ، به هارون گزارش داد ، هارون به مسرور دستور داد ، موسى بن جعفر عليه السّلام را به « سندى بن شاهك » تحويل بده . امام كاظم عليه السّلام همواره ، از زندانى به زندان ديگر ، منتقل مىشد ، تا اينكه او را به زندان سندى به شاهك افكندند .

پنج : سرگذشتهائى از امام كاظم عليه السّلام در زندان سندى بن شاهك

در كتاب « الدّر النّظيم » روايت شده : سندى بن شاهك گفت : از طرف هارون ، مأمورى به زندان نزد امام كاظم عليه السّلام آمد ، آن هنگام كه آن حضرت در زندان من بود ، من همراه آن مأمور به زندان رفتيم ، آن مأمور وظيفه داشت كه از حال امام در زندان آگاه شده و گزارشى تهيه كرده و به هارون ابلاغ نمايد ، مأمور در برابر امام ايستاد ، امام به او فرمود : « براى چه اينجا آمده‌اى ؟ » . مأمور گفت : « خليفه مرا براى احوالپرسى تو فرستاده ، تا از احوال تو با خبر شود » . امام كاظم عليه السّلام به او فرمود : « به هارون بگو ، هر روز كه در اينجا بر من با سختى مىگذرد ، بر تو با شادى به پايان مىرسد ، تا وقتى كه ( در پيشگاه خدا در قيامت ) در جائى كه طرفداران باطل در خسران و زيان هستند ، با هم روبرو شويم » .

[ پيام‌ها ]

1 - پيام هارون به امام كاظم عليه السّلام و پاسخ قاطع امام عليه السّلام به او

فضل بن ربيع مىگويد : پدرم ربيع گفت : هارون مرا نزد امام كاظم عليه السّلام به زندان « سندى بن شاهك » فرستاد ، تا پيام او را به آن حضرت برسانم ، من به زندان رفته و به حضور امام كاظم عليه السّلام رسيدم ، ديدم نماز مىخواند ، هيبت