را آزاد مىگذارم ، زيرا كوشش بسيار كردم ، تا حجّتى بر ضد او بيابم ، ولى چيزى به دستم نيامد ، تا آنجا كه هنگام دعا كردن او ، گوش فرا دادم ، ببينم آيا من يا تو را نفرين مىكند ، چيزى نشنيدم جز اينكه براى خود دعا مىكرد ، و از درگاه خدا ، رحمت و مغفرت مىطلبيد » .
هارون ، پس از دريافت نامهء عيسى ، مأمورانى نزد او فرستاد ، و امام كاظم عليه السّلام را از او تحويل گرفته ، و مخفيانه به سوى بغداد روانه كردند .
روايت شده : آن حضرت را در روز مبعث ( 27 رجب ) سال 179 ه ق به سوى بغداد بردند .
سه : امام كاظم عليه السّلام در زندان فضل بن ربيع ، در بغداد
هنگامى كه امام كاظم عليه السّلام را به بغداد آوردند ، هارون آن حضرت را در نزد « فضل بن ربيع » زندانى كرد . آن بزرگوار ، مدّتى طولانى در آنجا بود ، هارون از فضل خواست كه آن حضرت را بكشد ، او جواب منفى داد ، هارون براى فضل نامه نوشت كه موسى بن جعفر عليه السّلام را به « فضل بن يحيى » تحويل بده .
چهار : امام كاظم عليه السّلام در زندان فضل بن يحيى
طبق اين دستور ، فضل بن ربيع ، امام كاظم عليه السّلام را به فضل بن يحيى ، تحويل داد ، هارون از فضل بن يحيى خواست ، تا آن حضرت را بكشد ، ولى او زير بار اين دستور نرفت ، به هارون خبر رسيد كه امام كاظم عليه السّلام در نزد فضل بن يحيى در رفاه و آسايش است ، هارون در آن وقت در « رقّه » ( يكى از نقاط شام ) بود ، براى عبّاس بن محمّد [ كه رئيس دژخيمان هارون بود ] و سندى بن شاهك ، نامه نوشت و آن نامه را توسّط « مسرور خادم » نزد آنها فرستاد .
مسرور خادم ، به بغداد رفت و نامهء هارون را به محمّد بن عبّاس رسانيد ، محمّد بن عبّاس ، تازيانه و عقابين [ يك نوع فلك ] را طلبيد ، و فضل بن يحيى را