مؤلّف گويد : از روايت كتاب محاسن ، ظاهر مىشود كه مردم در محضر آن حضرت اجتماع نمودند ، به طورى كه جمعيّت ، ازدحام مىكردند ، تا از محضرش كسب علم كنند ، و آن روايت چنين است :
معاوية بن ميسرة بن شريح مىگويد : امام صادق عليه السّلام را در مسجد خيف ( واقع در سرزمين منى ) ديدم كه حلقهء درسى داشت و حدود دويست نفر در آن درس ، شركت مىنمودند ، از جمله آنها عبد اللّه بن شبرمه « 1 » بود ، كه به آن حضرت مىگفت :
« اى ابا عبد اللّه ! ما در عراق ، به قضاوت اشتغال داريم ، و بر اساس قرآن و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قضاوت مىنمائيم ، و گاهى مسألهاى براى ما پيش مىآيد كه [ چون در قرآن و سنّت چيزى نمىيابيم ] بر اساس رأى خود ، اجتهاد مىكنيم » « 2 » .
با شنيدن اين سخن ، همهء شاگردان ، گوش فرا دادند تا پاسخ امام صادق عليه السّلام را بشنوند ، امام صادق عليه السّلام با شاگردانى كه در جانب راستش بودند ، مشغول سخن بود ، چون حاضران چنين ديدند ، قفل سكوت را شكستند و به گفتگو پرداختند ، باز عبد اللّه بن شبرمه عرض كرد :
« اى ابا عبد اللّه ! ما قاضىهاى عراق هستيم ، و بر اساس قرآن و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قضاوت مىكنيم ، و گاهى مسائلى پيش مىآيد كه بر اساس رأى
هامش
( 1 ) عبد اللّه بن شبرمه از اصحاب امام سجّاد عليه السّلام بود ، و در نواحى كوفه از طرف منصور دوانيقى ، قاضى بود و بين مردم آنجا قضاوت مىكرد . او در سال 144 ه ق از دنيا رفت . علّامه حلّى در رجال خود ، او را در قسم دوّم از راويان ( كه موثّق نيستند ) ذكر كرده است ، او از اهالى كوفه و شاعر بود ( مؤلّف ) .
از روايات ، ظاهر مىشود كه او مورد مذمّت است ، و او بر اساس رأى و قياس عمل مىكرده است ( الكنى و الألقاب ، ج 1 ، ص 324 ) - مترجم
( 2 ) اشكال ابن شبرمه اين بود كه به جاى اجتهاد از قواعد كلّى قرآن و سنّت ، از رأى و قياس خود اجتهاد مىنمود ( مترجم ) .