تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار البهية ( نگاهى بر زندگى چهارده معصوم ع ) ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
در ميان آن مردم ، پير مردى كهنسال بود ، نزد مردم شهر آمد و گفت : « اى قوم ! به خدا كه اين ندا مانند دعوت شعيب پيغمبر است ، اگر در بازارها را به روى اين مرد باز نكنيد ، از بالاى سر و زير پا گرفتار ( عذاب ) شويد ، اين بار مرا تصديق كنيد و اطاعت نمائيد ، و در آينده مرا تكذيب نمائيد ، من خير شما را را مىخواهم » . مردم درها را به روى امام باقر عليه السّلام و اصحابش گشودند « 1 » .

8 - اهميّت كشاورزى

امام صادق عليه السّلام فرمود : محمّد بن منكدر « 2 » مىگفت : باور نداشتم على بن الحسين عليه السّلام ، پسرى به يادگار بگذارد كه فضل و دانشش مانند خود او باشد ، تا اينكه پسرش محمّد بن على را ديدم ، پس من خواستم او را موعظه كنم ، و اندرز دهم ، او مرا موعظه كرد . اصحابش گفتند : « به چه چيز تو را موعظه كرد ؟ » . محمّد بن منكدر گفت : من در ساعتى كه هوا بسيار گرم بود ، به سوى جائى از اطراف مدينه بيرون رفتم ، و در راه به محمّد بن على ( امام باقر عليه السّلام )
هامش
( 1 ) در كتاب اصول كافى ( ج 1 ص 471 ) آمده : خبر آن پيرمرد ، به هشام رسيد ، دنبالش فرستاد و او را دستگير كرده و بردند ، و معلوم نشد كه كار آن پيرمرد به كجا كشيد ( مؤلّف ) . ( 2 ) ظاهر اين است كه محمّد بن منكدر از صوفيان اهل تسنّن بود ، مانند طاووس يمانى ، شقيق بلخى ، ابراهيم بن ادهم و امثال آنها . در كتاب « مستطرف » حكايت شده : محمّد بن منكدر ، شب را بين خود و خواهران و مادرش ، سه قسمت كرد ، و هر يك به نوبهء خود عبادت مىكردند ، خواهرش مرد ، شب را بين خود و مادرش دو قسمت كرد ، مادرش مرد ، همهء شب را خودش عبادت مىكرد . مؤلّف گويد : اگر اين مطلب ، صحيح باشد ، از حضرت داود عليه السّلام اقتباس كرده است ، زيرا آن حضرت ، ساعات شب و روز را بين فرزندان و اهل خانه‌اش تقسيم نموده بود ، به طورى كه ساعتى نبود ، مگر اينكه يكى از فرزندان او نماز مىخواند ، خداوند خطاب به آنها مىفرمايد :اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً: « به آنها گفتيم اى آل داود شكر ( اين همه نعمتها را ) بجا آوريد » ( سبأ - 13 ) .