يا اينكه خداوند دينى ناقص براى مردم ارسال نمود و از شما درخواست كرد تا آن را كامل نمائيد ؟
و يا آنكه خداوند دين را كامل فرستاده است اما پيامبر صلى الله عليه و آله در عرضه نمودن آن به مردم كوتاهى و قصور كرده است ؟
به من بگو : چرا اين اختلاف وجود دارد ؟ و جواب شما در اين مسأله چيست ؟
در اين هنگام عبدالرحمن بن ابى ليلى مشغول به سخن شد و در جواب من چنين گفت : مسألهاى مهم و سؤال پيچيدهاى از من پرسش نمودهاى .
و اما جواب تو در مورد علت اختلاف در قضاوت اين است كه : هنگاميكه بر ما مسألهاى در قضا پيش مىآيد كه جواب آن را در قرآن و سنّت نمىيابيم بر اساس رأى و نظر شخصى خود به آن جواب مىدهيم .
در اين هنگام من به او گفتم : اين سخن تو درست نيست زيرا خداوند عزّ و جلّ فرمود : ما همه چيز را در قرآن قرار داديم و تمام مسائل را در آن بيان نموديم .
به چه جرأتى مىگويى كه تمام مسائل در قرآن و سنّت نيست ؟
از تو مىپرسم آيا نزديكترين شخص به پيامبر صلى الله عليه و آله غير از على بن ابى طالب شخص ديگرى بود ؟
آيا تا به حال شنيدهاى كه بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام در بارهء حلال و حرام از شخصى چيزى پرسيده باشد ؟
آيا اين را شنيدهاى كه مردم بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله به علم و دانش على بن ابى طالب عليه السلام محتاج بودند اما او به علم ديگران احتياج نداشت ؟
او در جواب گفت : بله .
سپس او گفت : پس از على چه شخصى مقام او را خواهد داشت .
من در جواب گفتم : فرزندان او كه جانشين او مىباشند زيرا علم در نزد آنها مىباشد .
بايدها و نبايدها در رفتار و كردار قضات ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري
ص١١٥