تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
ناچار نيروى امدادى به كمكش فرستاد . به اين ترتيب ، احمد پاشا در اواخر تابستان 1727 ، با شصت هزار مرد جنگى يك بار ديگر از كرمانشاه گذشت . ولى زد و خوردى ميان ترك‌ها و افغان‌ها به وقوع نپيوست ؛ زيرا اشرف كه صلح را به جنگ ترجيح مىداد سفيرى به نام اسماعيل به حضور سر عسكر ترك فرستاد و پيش‌نهاد صلح داد . اتفاقا در اين هنگام دولت تركيه تصميم گرفته بود به جنگ خاتمه دهد ، زيرا جنگ از يك طرف باعث نارضايتى مردم مىشد ، « 1 » و از طرف ديگر مخارج سنگينى بر خزانه تحميل مىكرد . پس از ده روز مذاكره ميان اسماعيل و احمد پاشا و عبيد اللّه افندى « 2 » ، قاضى ادرنه و حلب ، معاهده‌اى ترتيب داده شد . اين معاهده داراى دوازده ماده بود . سلطان تركيه به عنوان خليفهء مسلمين شناخته شد و شهرهاى كرمانشاه ، همدان ، ناحيهء سنندج ، اردلان ، نهاوند ، خرم‌آباد ، لرستان ، مكرى ، مراغه ، خوى ، تبريز و قسمتى از آذربايجان ، گنجه ، قرباغ ، ايروان ، اردوباد ، نخجوان ، تفليس و تمام ولايت گرجستان ، ناحيهء شماخى ، حويزه ، و همچنين محل‌هاى ديگرى مثل ابهر و طارم ، كه ترك‌ها سال قبل اشغال كرده بودند ، براى هميشه به آنها واگذار شد . « 3 » اما اشرف به عنوان شاه ايران شناخته شد و ترك‌ها به او حق دادند نام خود را در سكه و خطبه به كار برد ، همچنين اجازه يافت هر سال كاروانى با يك امير الحاج به مكه بفرستد . « 4 » اين عهدنامه اگر چه مصالحه‌اى بيش نبود ، ولى مسلما اشرف امتيازات زيادى در آن به دست آورد . موفقيت او كاملا به علت سياستمدارى و مهارت او بود . در ماه اوت 1728 محمد رشيد افندى از طرف دولت تركيه براى تصويب آن عهد نامه به اصفهان فرستاده شد . « 5 » قسمتى از نامهء مهم محمد رشيد افندى راجع به مشاهدات او در اصفهان در بايگانى وزارت امور خارجه فرانسه مضبوط است . « 6 » تاريخ اين نامه 7 آوريل 1729 ذكر شده است . هنگامى كه
هامش
مىداند و حاضر است سر او را از تن جدا كند ، ولى او در آن نواحى چنان مقتدر است كه دولت جرئت ندارد در كارش دخالت كند . ( 1 ) . نپلويف گزارش داد كه به عقيدهء ملاها نبايد جنگ عليه اشرف را ادامه داد ، زيرا خداوند كاملا موافق اوست . بنابراين ، وزير اعظم حاضر به صلح شد . -Soloviev , Istoriya Rossii , vo 1 , XIX , p . 118 .( 2 ) . كلراك ، جلد دوم ، ص 353 ، به غلط نام او را « رشيدى افندى » ذكر مىكند ؛ ترديدى نيست كه وى نام اين شخص را با اسم محمد رشيد افندى ، يعنى كسى كه بعدا براى امضاى معاهده فرستاده شد ، اشتباه مىكند . ( 3 ) . چلبىزاده ، ورقb129 . ( 4 ) . فن هامر ، جلد چهاردهم ، ص 156 ، اين حقيقت را ذكر مىكند كه چلبىزاده به اين قسمت از عهدنامه اشاره‌اى نكرده است . ( 5 ) . چلبىزاده ، ورقb149 . براى جزئيات احوال محمد رشيد ، - مقالهء داويد باى سون تحت عنوان :« Muverrih Rasid efendi'nin Iran elciligi »درTurkiyat Mecmuasi، 1951 ، صفحات 145 - 150 . ( 6 ) . بايگانى وزارت امور خارجهء فرانسه ، جلد هفتم ، اوراقb92 -b89 .
انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 255 | لارنس لاكهارت / اسماعيل دولتشاهى