است . انديشههاى ناصواب را رايج ساخته است و وقت زيادى از علما را براى نشان دادن و رد اين قرائات تلف كرده است . در آينده سخن ابن قتيبه را در اين باب ذكر خواهيم كرد .
بهر حال براى وضوح بيشتر مطالب فوق مىتوان به كتبى كه وجود استحسانيه و توجيهات را بيان نمودهاند مراجعه كرد . و ما در اينجا برخى از نمونهها را مىآوريم و سعى مىكنيم تنوع در دلايل اين استحسانات را رعايت كنيم عمدهء نمونهها را از دو كتاب « كتاب الكشف عن وجوه القراءات السبع » و « حجة القراءات » ابو زرعه ، عبد الرحمن بن محمد بن زنجله انتخاب كردهايم . نمونهها عبارتند از :
1 -
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
عاصم ، كسائى و كسانى كه « مالك » خواندهاند به آيه :
قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ
و دلايل ديگر توسل جستهاند « 1 » و آنان كه « ملك » خواندهاند دليلشان آيه شريفهء
الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ
و دلايل ديگر بوده است « 2 » .
2 - آيه شريفه
غَيابَتِ الْجُبِّ
رسم الخط آن « غيبت الجب » است . نافع ، غيابات مىخواند و استدلال مىكرد : هر چه از چاه از نظر پنهان شود يك « غيابة » است .
ديگران : غيابة قرائت كردند طبق ظاهر رسم الخط به اين دليل كه يوسف - عليه السلام - تنها در يك « غيابه » انداخته شد « 3 » .
3 - آيه شريفه :
آياتٌ لِلسَّائِلِينَ
كه در رسم الخط « آيت للسائلين » است ابن كثير ، با توجه به رسم الخط آن را مفرد قرائت مىكرد . و استدلال مىكرد كه : تمام ماجراى يوسف يك آيه بود . ديگران « آيات » خواندهاند به اعتبار اين كه الف آن محذوف است و گفتهاند : هر حالتى كه براى يوسف پيش آمد يك آيه بوده است . . . « 4 » » و از كتاب ابن زنجله و قيسى ، نمونههاى زير را مىآوريم :
4 - آيه شريفه :
مَنْ يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ . . .
« 5 » حمزه ، كسائى و ابو بكر :
هامش
( 1 ) الكشف عن وجوه القراءات السبع ، ج 1 ، ص 25 و 26 . و به نقل از آن : التمهيد فى علوم القرآن ، ج 2 ، ص 83 و 84 .
( 2 ) التمهيد ، ج 2 ، ص 84 .
( 3 ) الكشف عن وجوه القراءات السبع ، ج 2 ، ص 5 . و به نقل از آن ، التمهيد فى علوم القرآن ، ج 2 ، ص 84 .
( 4 ) همان مدرك .
( 5 ) - سوره انعام ، آيه 16 .