را منصوب خواندهاند و آن را خبر « تكن » دانستهاند . و اسم تكن را محذوف مىدانند يعنى « ان تكن زنة الذرة حسنة « 1 » ؛ اگر همسنگ مورچهاى نيكى باشد » .
11 - آيه شريفه :
وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ
« 2 » . عاصم و نافع : « يعلمه » با ياء قرائت كردهاند به دليل آيه قبل :
قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ وَ يُعَلِّمُهُ . . .
.
ديگران : « نعلمه » - متكلم و با نون - خواندهاند . يعنى ما به او تعليم مىدهيم به دليل آيه قبل :
ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ
« 3 » .
12 - آيه شريفه :
تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ
« 4 » ابن كثير ، ابو عمر و ابن عامر و ابو بكر : « الميت » را با تخفيف - آن طور كه نگاشته مىشد مىخواندند و ديگران : « الميّت » را با تشديد قرائت مىكنند .
اصل كلمه « ميوت » بوده است واو را بخاطر ياى ما قبل آن قلب به ياء كردند مييت شد . كسانى كه با تخفيف كلمه را خواندهاند تشديد را با كسر ياء سنگين ديدهاند لذا يكى از ياءها را حذف كردهاند . و آنان كه با تشديد خواندهاند طبق اصل ، عمل نمودهاند . اين دو لغت مشهور مىباشند « 5 » .
13 - ابن عامر « ابراهيم » را در قرآن به دو گونه قرائت مىكرد : « ابراهيم » و « ابراهام » . دليل وى آن بود كه : هرجا در مصحف با الف مكتوب بوده است با الف خوانده است و هرجا با ياء ، با « ياء » خوانده است . و در قرائت خود از مصحف تبعيت كرده است .
مواردى كه وى « ابراهيم » را با الف خوانده است عبارتند از : در تمام آيات سوره بقره ، در سوره نساء و توبه بعد از آيه صد به بعد . در انعام خصوص آيه : « ملة ابراهام » در سوره ابراهيم ، نحل و مريم در تمام موارد آن : ابراهام . در عنكبوت . دوم : در عسق در تمام موارد سور مفصلات جز دو سوره ممتحنه كه : « الا قول ابراهيم » قرائت كرده است .
هامش
( 1 ) حجة القراءات ، ص 203 . و الكشف ، ج 1 ، ص 389 و 390 .
( 2 ) سوره آل عمران ، آيه 48 .
( 3 ) حجة القراءات ، ص 163 . و الكشف ، ج 1 ، ص 344 .
( 4 ) سورهء آل عمران ، آيهء 27 .
( 5 ) حجة القراءات ، ص 159 . و الكشف ، ج 1 ، ص 339 .