و يا : آيه شريفه :
« يَضِيقُ صَدْرِي »
را هم با ضم قاف و هم با فتح آن قرائت كردهاند « 1 » .
و يا :
هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ
را به فتح « راء » و ضم آن خواندهاند « 2 » .
كسائى آيه :
قالَ : أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
به صيغه امر « اعلم » و ديگران به صيغه متكلم مىخوانند .
و يا : نافع آيه
لا تُسْئَلُ عَنْ أَصْحابِ الْجَحِيمِ
را به صيغه نهى مىخواند « لا تسأل » و ديگران به صيغه مضارع مجهول مىخوانند « 3 » .
مثالهاى بحث ما بسيارند . و امكان احصاى آن نيست . لذا به همين مقدار اكتفا مىكنيم .
نقطه نداشتن حروف
يكى ديگر از اسباب اختلاف قرائت نقطه نداشتن حروف در صدر اسلام بود . و در آن زمان اين روش بسيار مرسوم و متداول بود . اختلاف ناشى از منقط نبودن حروف خيلى زود آشكار گشت . زرّ بن حبيش از عبد اللّه بن مسعود نقل مىكند كه : مرتب به مصحف نظر بيفكنيد و بر اين كار مداومت كنيد . و اگر در « ياء » يا « تائى » اختلاف پيدا نموديد آن را يادى در قرآن قرار دهيد « 4 » .
ما نمونههاى چندى از اين گونه اختلافات را نقل مىكنيم :
« ابو عمرو » مىخواند : و انزل جنودا لم يروها « 5 » ابن مجاهد اين قرائت را غلط
هامش
( 1 ) البرهان زركشى ، ج 1 ، ص 334 .
( 2 ) همان مدرك . و التبيان ، ج 1 ، ص 8 . الجامع لاحكام القرآن ، ج 9 ، ص 76 . النشر ، ج 1 ، ص 27 .
التمهيد فى علوم القرآن ، ج 2 ، ص 106 . همين كتاب ارجاع مىدهد به : كتاب سيبويه ، ج 1 ، ص 397 و القراءات الشاذة ابن خالوية ، ص 60 و باز ارجاع مىدهد - به : البحر المحيط ، ج 5 ، ص 247 .
( 3 ) التمهيد فى علوم القرآن ، ج 2 ، ص 18 و الكشف عن وجوه القراءات السبع ( به ترتيب ) ، ج 1 ، ص 312 و 262 .
( 4 ) در حديث : « ذكرونى فى القرآن » آمده است . شايد درست آن : « ذكرا فى القرآن » باشد . اما منبع حديث : مصنف ، صنعانى ، ج 3 ، ص 362 است .
( 5 ) سورهء توبه ، آيه 26 .