كه امام - عليه السلام - به خلافت رسيد قرآنى را كه خود نگاشته بود آشكار نساخت .
هر چند مصحف امام از نظر ترتيب و داشتن تأويل . تنزيل ، ناسخ و منسوخ و غيره با قرآن متداول اختلاف داشت . امام اين كار را كرد تا عمل عثمان را در باب جمع مردم بر قرائت واحد تأييد كرده باشد . و راه را بر فرصت طلبان در جهت بازى كردن با قرآن ببندد ؛ فرصتطلبانى كه هر لحظه آماده بودند قرآن را طبق مقاصد سياسى و هواهاى نفسانى ملعبهء دست قرار دهند .
بازگشت به اصل مطلب : رسم الخط قرآن و مشكلات آن
ابن ابى هاشم سبب اختلاف قرائت را در بىشكل و نقطه بودن حروف مىداند :
« . . . از اينجا بود كه اختلاف ميان قرّاء شهرها و نواحى گوناگون بلاد اسلامى به وجود آمد » « 1 » معناى اين سخن آن است كه اختلاف در قرائت نتيجه روايت منقول از پيامبر - ص - مبنى بر نزول قرآن بر هفت حرف نبوده است .
ابن جرير طبرى دربارهء اختلاف قرائات مىگويد : چون مصاحف در شهرها پخش شدند و حروف آن بدون نقطه بودند مردم از هيچ كوششى فروگذار نكردند . تا حروف و كلمات محتمل الوجوه را به شكل درست دريابند و تلفظ درست آن را بشنوند « 2 » . اما حقيقت مطلب آن است كه بر خلاف نظر طبرى مردم در تلفظ درست كلمات به اجتهاد شخصى پرداختند و اين سر منشأ مشكلات شد نه سماع از قراء .
و باز ابن جرير مىگويد : « چون مصاحف موجود در ميان هر شهر از نقطهگذارى و اعراب خالى بودند صحابهاى نيز به عنوان معلم در كنار اين مصاحف به تعليم آنان مىپرداختند . . . تا آنجا كه مىگويد : آنها هر چه را سماعا دربارهء مصاحف و تلاوت آنها آموخته بودند مأمور به انتقال همانها به ديگران شدند . و در حفظ آنچه سماعا به دست آورده بودند پافشارى نمودند « 3 » » .
هامش
ابن الانبارى ، الحاكم و بيهقى . بحوث فى تاريخ القرآن و علومه ، ص 163 . الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 112 . التمهيد ، ج 1 ، ص 289 و 288 . النشر فى القراءات العشر ، ج 1 ، ص 8 و 33 . مباحث فى علوم القرآن . و فتح البارى ، ج 9 ، ص 16 .
( 1 ) فتح البارى ، ج 9 ص 28 . و التمهيد ، ج 2 ، ص 18 به نقل از : التبيان ، ص 86 .
( 2 ) تاريخ القرآن الصغير ، ص 109 به نقل از : المرشد الوجيز ابى شامه ، ص 150 .
( 3 ) تاريخ القرآن الصغير ، ص 107 و 108 به نقل از : المرشد الوجيز ، ص 149 به نقل از : طبرى .