تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها ' مينورسكى '" ) ( فارسى ) " — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
آنها را از آنجا بيرون ميكردم . آب از ديروز هم سردتر به نظر ميرسيد ، تا آنجا بودم چند قطره باران چكيد . در بازگشت پسر مير محمد شاه پيشنهاد كرد كه يك كتيبهء گورى 20 ( گبرى ) نشانم دهد . اما با حوله و عبائى كه به خود پيچيده بودم جستجوى براى عتيقه امرى دشوار بود بخصوص بالا رفتن و پائين آمدن از صخره - هاى سخت و عبور از ميان باغهاى انبوه . بالاخره سنگ چهار - پهلوئى نشانم داده شد كه در حدود 5 / 2 پا ارتفاع داشت . پايه آن كمى خميده و پهناى آن در قسمت بالا تقريبا 15 اينچ بود . در سه طرف آن اشكال هندسى با خطوط درشت كنده شده بود و روى طرف چهارم شكل زنى بود كه كلاه و صورت آن كنده‌كارى شده و پستانهايش برجسته بود و تنها نقش برجسته‌اى بود كه در تمام سنگ وجود داشت . آنها گفتند كه اين سنگ از قبرستان بالاى تپه آورده شده و سنگ ديگرى باينصورت نيست . و حالا كه خيلى دير شده ميگويند در جاده‌اى كه ديروز آمديم قبرستانى قديمى با سنگهاى نوشته شده وجود دارد . حقيقت اينستكه بنا بعللى آنها در مورد كتيبه‌هايشان خيلى احساساتى هستند و بدون شك نشاندادن اين سنگ به من از طرف آن مرد جوان ، كم‌عقلى محسوب خواهد شد . بهر جهت طلسم مير محمد شاه كارى از پيش نبرد ولى سه طلسم
Welcome Burrough
21 بدون اينكه چيزى روى آن نوشته شده باشد تأثير بخشيده و مهر على بهتر شد .

سيزدهم ژوئيه

بدون توجه به بد بودن جاده براى رفتن به فرديون 22 ساعت 6 حركت كرديم . عده‌اى از بستگان مير محمد شاه مرا همراهى كردند . آنجا همان سروصداهاى معمول وجود داشت و با دوربين يكدسته تفنگچى را ديديم كه روى قله تپه‌اى چمباتمه زده بودند . ما به خود اطمينان داديم كه آنها بايستى لطفعلى و دوستانش باشند . هنوز نيم مايل با آنها فاصله داشتيم كه همراهان من بسبب كينه خانوادگى كه با آنها داشتند تقاضاى بازگشت نمودند و ما به تنهائى از آن منطقه عبور كرديم . گروهى از ميرها كه بر بالاى كوه بودند