استخراج شده باشد ، زيرا از نظر ماهيت و رنگ به سنگ كوههاى مجاور شباهت دارد . اين سنگ نه زياده سياه است و نه به هموارى سنگهاى تختجمشيد مىباشد هرچند كه من معتقدم ماهيت هر دو يكيست و جزء دسته سنگهاى آهكى كربندار بشمار مىروند .
طرف شمالى سنگ ، شامل 4 خط است كه حروف خط اول تزئينىتر از ساير قسمتهاى سنگ است . در زير كتيبه چند حرف عجيب زاويهدار قرار دارد كه بسيار بدشكل هستند و احتمالا تاريخ كتابت سنگنبشته را نشان ميدهند . لوحهء قسمت غربى از 6 خط ، جنوبى از 5 خط و انكه رو به سوى مشرق دارد فقط از 4 خط تشكيل شده است . اين خطوط تمامى درازاى سنگ را ميپوشانند . خطوط پائين آنقدر به زمين نزديك بودند كه من مجبور شدم براى رونويسى كردن آنها دراز بكشم .
راهنمايم گفت اهالى خرمآباد ميگويند كه اين يادبود روى سكوئى قرار داشته كه داراى هفت پله بوده است ( مانند مرغاب ) و بعد به مرور زمان قسمت پائين آن بر اثر سرازير شدن خاك كوهستان پوشيده شده است . اين مطلب را ميتوان با مشاهدهء وضع تختجمشيد به آسانى قبول كرد . چنان كه در آنجا نيز ساختمانهاى باشكوه باستانى در زير تودههاى خاك و پنهان از چشمها كنجكا و مدفون گرديدهاند .
از خرمآباد چندين جاده به طرف بروجرد كشيده مىشود ولى در اين فصل از سال مسافرين با مشكل ريزش برف سنگين روبرو هستند كه درهها و نقاط مرتفع كوهستان را پوشانده و لرستان را از عراق عجم جدا ميسازد ، هرچند كه فاصله آن دو در يك خط مستقيم بيش از 12 يا 13 فرسنگ نخواهد بود .
مسير كلى جاده با توجه به نوسانات قطبنما ، در جهت شمال شرقى است . در اولين روز راهپيمائى ، به ناحيهاى كوهستانى كه داراى تعدادى دره مىباشد وارد شدم . وسيعترين دره در اين ناحيه هرو نام داشت .
سه بار از رودخانه خرمآباد عبور كردم : بار اول به هنگام ترك شهر ، بار دوم در نزديكى و در شرق شهر ، هر دو مرتبه از روى پل سنگى گذشتم . و بالاخره بار سوم از جلگه نمكلان كه
دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها ' مينورسكى '" ) ( فارسى ) " — صفحة 166
مساهمون: سيسيل جان ادموندز
ص١٦٦