بنابر روايت هرودت چنين رسمى در ميان ساكنين جزيره دلوس رايج بوده است چنان كه بافتخار درگذشت دوشيزگان پربورين
Hyperboreans
در « دلوس » ، زنان و مردان جوان جزيره موهاى خود را بريده و روى قبر آنان قرار دادند ( اين آرامگاه در صحن معبد ديانا در سمت راست در ورودى قرار دارد ، و درخت زيتونى روى آن سبز شده است ) . همچنين در بين قوم دليان رسم است ، كه مردان جوان طرهاى از موى خود را به گياهى بسته و آن را روى گور قرار ميدهند 7 .
ساعت دو و نيم بعدازظهر به اردوگاه بوئركوند 8
Boerkevand
كه در اينجا گورن 9
Kuren
ناميده مىشود وارد شدم . اين اردوگاه در درهاى تنگ ما بين كوههاى مرتفع قرار دارد و اهالى بگرمى از من استقبال كردند . از مهماننوازى آنان زياد متعجب نشدم زيرا قبلا آگاه شده بودم كه لرهاى اين منطقه از همسايگان خود يعنى ساكنان درههاى بين قيلاب و خرمآباد خونگرمترند . زنان فورا به طبخ برنج مشغول شدند در حالى كه رئيس خانه برهاى را كشت و آن را براى كباب آماده كرد .
شام بسيار لذيذ و نوشابه كاملا نيروبخش بود . آشاميدنى معمولى ايلات دوغ است كه مخلوطى است از ماست و آب و كمى هم نمك به آن افزوده آن را آبدوغ مينامند . اين نوشابه قدرى ترشمزه است و براى رفع تشنگى در روزهاى گرم تابستان آشاميدنى مفيدتر از آن يافت نمىشود .
قبل از آنكه شام خورده شود باران دوباره باريدن گرفت و من براى جلوگيرى از خيس شدن اسب سوارى خود ناچار شدم آن را به داخل چادر نزديك تختخواب خود بياورم ، زيرا محل ديگرى براى نگهدارى آن وجود نداشت . چادر با يك ديوار كوتاهى از نىهاى بافته شده از قسمتى كه محل خواب من بود جدا شده بود تمام اعضاى خانواده ، خدمتكاران من و تعداد زيادى بره و بزغاله كه بيشتر شب را عطسه و بعبع ميكردند در آنجا بسر بردند .
بسادگى ميتوان دريافت كه هواى چنين چادرى چقدر مضر است . بدى آب و هوا ايجاب ميكرد كه چادر بسته باشد . با اين حال اين مسأله يكى از كوچكترين ناراحتيهائى است كه يك مسافر در