تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسي ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
يحيى گفت : در اينجا مأمون عمامهء خود را بر زمين زد و گفت : اى دعبل - به خدا سوگند - راست گفتى . 11 - ابو سعيد خدرى از پدرش روايت كند كه گفت : از پيامبر ( ص ) شنيدم كه بر بالاى منبر مىفرمود : چه نظرى دارند گروهى كه مىگويند : خويشاوندى رسول خدا در روز قيامت سودى نمىبخشد ؟ آرى ، به خدا سوگند خويشاوندى من در دنيا و آخرت بريده نخواهد شد . اى مردم ، در قيامت من از همهء شما پيشتر بر سر حوض كوثر وارد مىشوم ، سپس وقتى شما وارد مىشويد مردى گويد : اى رسول خدا ، من فلانى پسر فلانى هستم . و من گويم : نسب تو را مىشناسم و ليكن شما پس از من راه چپ پيش گرفتيد و بر اعقاب جاهلى خود باز پس گشتيد . 12 - ابو بصير از امام باقر از پدرانش عليهم السّلام روايت كند كه رسول