تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسي ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
« اگر چشمانم براى آنان كه از خاندان رسول خدا ( ص ) درگذشته‌اند بگريه سرگرم نبود ( و فراغت مىداشت ) هرگز قرار و آرام نمىگرفتم ( و بر مصيبت آنان سرشك مىباريدم ) » . « و دوستى در ميان دوستان تو سرگرم است باينكه شب را تا صبح با اندوه بر يك يك شما كه از دست رفته‌اند بسر برد » ( 1 ) . « چه دستهاى قلمشده‌اى كه در سرزمين طفّ ( كربلا ) از پيكرها جدا افتاده ، و چه گونه هاى برافروخته‌اى كه بر خاك تيره سائيده گشته است » . « شبانگاه بدان هنگام كه كاروانيان ، بر مزار حسين گذر مىكنند زمزمه كنان گويند كه اين به خاك و خون طپيده سرور آدميان است » . « اى امّت زشت كردار ! شما احمد ( ص ) را كه بدستور كتاب و آيتها آن همه صبر و پايدارى در برابر مشكلات نمود پاداش خير نداديد » . « پس از او شما در ميان اولادش چنان جانشينى كرديد ، كه گرگ در نجات ذى بقر كرد » . يحيى گويد : در اينجا مأمون مرا بدنبال كارى فرستاد ، من آن را بانجام رسانده و باز گشتم ، و دعبل به اين فراز از قصيده رسيده بود : « هيچ يك از طايفه ها و قبيله هائى كه ما مىشناسيم از ذى يمان و بكر و مضر باقى نماند جز اينكه همگى در ريختن خون اين عزيزان شركت جستند
هامش
( 1 ) در اين بيت شعر بنا بفرمايش مرحوم مجلسى تصحيف و تحريف رخ داده ، و ما بگونه‌اى ترجمه كرديم كه تا حدودى رسا باشد .
الأمالي ( فارسي ) — صفحة 372 | الشيخ المفيد / حسين استاد ولي