به خدمت امام رضا ( ع ) آمدم كه او را از توحيد خدا سؤال كنم پس آن حضرت بر من املاء نمود كه از بر فرمود و من نوشتم كه هر ستايش و سپاسى كه بود و هست و خواهد بود ثابت است از براى خدا كه چيزها را شكافته و پديد آورده از كتم عدم بعرصهء وجود پديد آوردنى بدون ماده و مثال و نمونه و آنها را اختراع فرموده و از سر نو پيدا نموده اختراعى بدون علت و صورت بقدرت و حكمت خويش نه آنها را از چيزى آفريده كه اختراع باطل شود و نه به جهت علتى خلق فرموده كه ابتداع صحيح نباشد چه اختراع از نو چيزى پيدا كردن و ابتداع چيز نو آوردنست آنچه را كه خواسته آفريده به آن كيفيتى كه خواسته در حالتى كه متوحد و تنها است به اين آفرينش به جهت اظهار استوارى كارى و درست كردارى و حقيقت پروردگارى خويش و عقلها او را ضبط نتوانند نمود و خيالها به او نميرسند و ديدها او را در نيابند و اندازهء به او احاطه نكند عبادت و سخن در نزد بيان وصف او به او نرسيده درمانده و ديدها و در نزد او كند و وامانده و گردشهاى صفات در او گمراه شد و راهى نجسته و در پرده رفته بىپردهء كه از نظرها دور باشد و پنهان شده بىپوششى كه مستور باشد چه در عين خفاء كمال ظهور دارد شناخته شده به غير ديدن و وصف شده به غير صورت و منعوت است به غير جسم كه نه جسم است و نه صورت نيست خدائى مگر او كه بزرگواريست عظيم الشأن و برتر از همه يا بلند مرتبه است .
حديث كرد ما را على بن احمد بن محمد بن عبد اللَّه بن احمد بن ابى عبد اللَّه برقى « رضى » از پدرش از جدش احمد بن ابى عبد اللَّه از احمد بن محمد بن ابى نصر از محمد بن حكيم كه گفت قول هشام جواليقى را از براى حضرت كاظم ( ع ) وصف كردم و قول هشام بن حكم را كه خدا جسم است از برايش حكايت نمودم حضرت ( ع ) فرمود كه چيزى بخداى تعالى نميماند كدام سخن زشت و ناسزا يا بيهوده بزرگتر است از گفتار كسى كه وصف مىكند آفرينندهء همه چيز را بجسم يا صورت يا بيكى از آفريدگانش يا بتحديد و اندازه نمودن يا باعضاء كه از براى او عضوها را قرار دهد برتر است خدا از اين عيب كه ايشان ميگويند برترى بزرگ .
حديث كرد ما را على بن احمد بن محمد بن عمران دقاق رحمه اللَّه گفت كه حديث
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 88
مساهمون: اردكانى
ص٨٨