تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
و توانا و سخنگو و ناطق است و سخنگوئى و توانائى و دانش او بيك روش جارى مىشود و چيزى از اينها آفريده نيست حضرت ( ع ) فرمود كه خدا او را بكشد آيا ندانست كه جسم به اندازه در مىآيد و سخن غير از سخنگو است پناه ميبرم به خدا و بيزارى ميجويم بسوى خدا از اين قول ناصواب خدا نه جسم است و نه صورت و نه او را اندازه ميتوان نمود و هر چه غير از او است آفريده شده و جز اين نيست كه همهء چيزها باراده و خواست او موجود ميشوند بىآنكه سخن گويد و بدون تردد و تفكر در نفس يا تكرار نفس و نه حرف زدن به زبان . حديث كرد ما را على بن احمد بن محمد بن عمران دقاق « رضى » از محمد بن يعقوب كلينى از على بن محمد از سهل بن زياد از ابراهيم بن محمد همدانى كه گفت بسوى آن مرد يعنى أبو الحسن حضرت امام على نقى ( ع ) نوشتم كه كسانى كه نزد ما هستند از مواليان شما در باب توحيد اختلاف كرده‌اند چه بعضى از ايشان ميگويد كه خدا جسم است و بعضى از ايشان كسى است كه ميگويد صورت است حضرت ( ع ) به خط مبارك خود در جواب نوشت كه پاك و منزه است آنكه به اندازه در نيايد و او را وصف نتوان نمود و چيزى مانند او نيست و او است شنواى دانا يا بجاى دانا بينا فرمود . حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد رحمه اللَّه گفت كه حديث كرد ما را محمد بن يحيى عطار گفت كه حديث كرد ما را محمد بن احمد گفت كه حديث كرد ما را محمد بن عيسى از هشام بن ابراهيم كه گفت عباسى يعنى ابراهيم بن هاشم گفت كه به آن حضرت يعنى ابو الحسن حضرت امام رضا ( ع ) عرض كردم كه فداى تو كردم بعضى از مواليانت مرا امر كرده كه ترا از مسألهء سؤال كنم فرمود كه آن بعض كيست عرض كردم حسن بن سهل فرمود كه آن مسأله در چه چيز است عباسى ميگويد كه عرض كردم در توحيد فرمود كه چه چيز از توحيد عرض كردم ترا سؤال مىكند از خدا كه جسم است يا جسم نيست عباسى ميگويد كه حضرت به من فرمود كه مردم را در توحيد سه مذهب است يكى مذهب اثبات با تشبيه و ديگرى مذهب نفى و سيم مذهب اثبات بدون تشبيه پس مذهب اثبات با تشبيه روا نباشد و مذهب نفى نيز جائز نيست و طريق درست در مذهب سيم باشد
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 90 | اردكانى / الشيخ الصدوق