كرد كه يا امير المؤمنين اين كتابها چيست و كنايه پوشيده و ناصريح سخن گفتن است حضرت فرمود كه اسم اعظم خدا و عماد توحيد از براى خدا است كه خدائى نيست مگر از بعد از آن
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
و آخر سورهء حشر را كه از لو أنزلنا باشد تا آخر سوره خواند پس فرمود آمد و پيش از زوال چهار ركعت نماز بجا آورده و فرمود كه امير المؤمنين ( ع ) فرمود كه اللَّه كه بمعنى خدا است معنيش معبود و پرستيده ايست كه خلق در او متحيرند و به او پناه مىبرند يا بسوى او باز ميگردند و خدا همانست كه از دريافتن ديدها مستور و از خيالها و انديشها محجوب است و حضرت باقر ( ع ) فرمود كه اللَّه ، معنيش معبوديست كه خلق از دريافتن ماهيت او و احاطه نمودن بكيفيتش حيران و سرگردان شدهاند و عرب ميگويد كه إله الرجل بالام مكسور چون آن مرد متحير شود در چيزى و از روى علم و دانش به آن احاطه نكند و ميگويد كه وله بر وزن إله چون بسوى چيزى پناه برد از آنچه آن را حذر مىكند و از آن ميترسد بس إله يعنى خدا همانست كه از حواس خلق مستور است و حضرت باقر ( ع ) فرمود كه احد بمعنى فرد و متفرد است يعنى تنها واحد و واحد بيك معنى است و آن جناب متفرديست كه او را نظيرى نيست و توحيد اقرار است بوحدت و آن انفراد است و واحد متباينى است كه از چيزى برانگيخته نميشود و با چيزى يكى نميگردد و از اين جهت گفتهاند كه بناى عدد از يكيست و يكى از جمله عدد نيست زيرا كه عدد و شماره بر يكى واقع نميشود بلكه بر دو واقع مىشود پس معنى قول آن جناب كه فرموده كه اللَّه احد يعنى معبودى كه خلق از دريافتنش و احاطه كردن بكيفيتش حيرانند و بالهيت تنها و از صفات خلقش برتر است و حضرت باقر ( ع ) فرمود كه حديث كرد مرا پدرم حضرت زين العابدين از پدرش حسين بن على عليهم السلام كه فرمود صمد آنست كه او را اندرونى نيست و صمد آنست كه بزرگواريش بنهايت رسيده و صمد آنست كه نميخورد و نمىآشامد و صمد آنست كه نميخوابد و صمد دائمى است كه هميشه بوده و هميشه مىباشد و حضرت باقر ( ع ) فرمود كه محمد بن حنيفه « رضى » ميگفت كه صمد آنست كه به خودى خود بر پا و از غيرش بىپايان است و غير او گفته است كه صمد آنست كه از كون و فساد برترى دارد و صمد آنست كه بتغاير وصف نميشود و حضرت باقر ( ع ) فرمود كه صمد سيد مطاعى است كه زبرا و امركننده و نهى نمايندهء نيست