تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
است پس به او گفته مىشود كه ما اين را انكار كرديم به جهت آنكه كسى كه گمان كند كه پروردگارش يك خدا و يك چيز است بعد از آن موصوف ديگرى را با او ثابت گرداند با صفاتش كه به آنها يگانه شده در نزد همهء امت و ساير اهل ملتها ثنوى است كه به دو خدا قائل باشد و موحد نيست و مشركى است كه خدا را مانند چيزى ميداند و مسلمان نيست و اگر چه گمان كند كه پروردگارش خداى واحد و يك چيز و يك موجود است و چون چنين باشد واجب است كه خداى تبارك و تعالى متوحد باشد بصفاتش كه از جهت آنها كه بالهيت متفرد و به جهت توحدش به آنها بوحدانيت متوحد شده تا آنكه محال باشد كه خداى ديگرى باشد و خدا يكى باشد و إله يكى باشد كه او را شريكى نيست و نه شبيهى زيرا كه آن جناب اگر به آنها متوحد نباشد او را شريك و شبيهى خواهد بود چنان كه بنده چون به اوصافش كه از جهت آنها بنده شده متوحد نشده او را شبيهى باشد و بنده يكى نباشد و هر چند كه هر يك از ما يك بنده باشد و هر گاه چنين باشد پس هر كه او را متوحد بصفاتش شناخت و به آنچه آن را شناخته اقرار نمود و اين را اعتقاد كرد موحد و بتوحيد پروردگارش عارف باشد و اوصافى كه خداى عز و جل به آنها يگانه و به جهت تفردش به آنها به پروردگاريش متوجه شده همان اوصافى است كه هر يك از آنها اقتضاء مىكند كه كسى كه موصوف به آنها باشد نباشد مگر يكى كه غيرش با او در آن شركت نكند و غير از او كسى به آن وصف نشود و اين اوصاف مثل آنكه ما او را وصف كنيم باينكه يك موجود است كه درست نيست كه در چيزى حلول كرده باشد و روا نباشد كه چيزى در او حلول كند و نيستى و فناء و زوال بر او روا نيست و وصف به اين را استحقاق دارد زيرا كه او اول اولها و آخر آخرها است و توانائى است كه آنچه خواهد مىكند و ناتوانى و درماندگى بر او جايز نيست و وصف به اين را استحقاق دارد زيرا كه او از همهء توانايان تواناتر است و از همهء غالبان غالبتر و دانائيست كه چيزى بر او پنهان نيست و چيزى از او دور نميشود و نادانى و سهو و شك و فراموشى بر او جائز نباشد و وصف به اين را استحقاق دارد بواسطهء آنكه از همهء دانايان داناتر است و زنده‌اى است كه مردن و خواب بر او روا نباشد و نعفى بسوى او بر نگردد و ضررى به او نرسد و وصف به اين را استحقاق دارد