تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
عرض كردم كه اندوه مرا بردى خدا اندوه تو را ببرد آنچه فرمودى درست است و فهميدم غير از آنكه فرمودى شنواى بينا آيا شنوا است به گوش و بينا است به چشم فرمود كه آن جناب ميشنود به آنچه ميبيند و ميبينيد به آنچه ميشنود بينا است نه بچشمى كه مثل چشم آفريدگان باشد و شنواست نه به مثل گوش شنوندگان ليكن چون هيچ پوشيده و پنهانى بر او پوشيده و پنهان نباشد از نشان پاى مورچهء سياه بر بالاى سنگ خاراى سخت در شب تار در زير خاك و درياها گفتيم كه بينا است نه به مثل چشم آفريدگان و چون اقسام لغتها بر او مشتبه و پريشان نميشود و شنيدن چيزى او را از شنيدن چيز ديگر مشغول نميسازد گفتيم كه شنوا است نه به مثل گوش شنوندگان و شرح اين كلام در باب بيان فرق ميان معانى نامهاى خدا و معانى نامهاى آفريدگان مىآيد تتمهء حديث عرض كردم كه فداى تو گردم يك مسأله باقى ماند فرمود بياور و آن را بگو از براى خدا است نيكى پدرت و اين كلامى است كه در مقام مدح و اظهار لطف و مرحمت به كسى ميگويند عرض كردم كه خداوند قديم آنچه را كه نبوده و وجود بهم نرسانيده ميداند كه اگر ميبود چگونه ميبود و حضرت فرمود واى بر تو يا رحمت بر تو باد بدرستى كه مسائل تو دشوار است آيا نشنيده‌اى كه خدا ميفرمايد كه
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا
يعنى اگر در آسمان و زمين خدايانى چند ميبودند غير از خداى به حق كه مستحق عبادت است هر آئينه هر دو تباه ميشدند و نظام كارهاى آنها در هم ميشكست و قول آن جناب را نشنيده‌اى كه ميفرمايد
وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ
يعنى و نيست با خدا هيچ خدائى كه در الوهيت شريك او بوده باشد چه اگر او را شريكى ميبود او را نيز مخلوقى چند ميبود زيرا كه خدا بايد كه آفريدگار باشد و در آن هنگام كه امر چنين ميبود هر آينه هر خدائى ميبرد آنچه را كه آفريده بود و در آن استقلال بهم ميرسانيد و ملك آن از ملك اين ممتاز ميشد و هر آينه بعضى از ايشان بر بعضى برترى ميجست و غلبه ميخواست و فرموده در حالى كه گفتار اهل دوزخ را حكايت ميفرمايد كه
أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ
و در قرآن بجاى ارجعنا اخرجنا واقع است يعنى اى پروردگار ما بيرون آور ما را از دوزخ و به دنيا فرست تا بكنيم كار شايسته و پسنديدهء را غير آنچه بوديم كه در دنيا