تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
و آن آبست است . مترجم گويد كه بعضى گفته‌اند كه اين سخن به آن ميماند كه مقصود از آب در همهء احاديث اين باب جوهر عقلى باشد كه معدن علم و منبع حيوة است و آن همانست كه از آن تعبير مىشود بقلم و حديث اول ما خلق الله القلم و اول ما خلق الله العقل بر اين وجه وارد شده و در تنزيل كريم و قرآن عظيم در چند موضع از علم به آب تعبير شده از جملهء آنها قول خدا است عز قائلا
وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ
كه ترجمهء ظاهرش اينست كه و مىبينى تو اى محمد يا اى بيننده زمين را خشك و پژمرده و بىرونق و افسرده پس چون فرو فرستيم بر آن زمين آب باران را به جنبش آيد و برآيد چنان كه خمير مايه برميآيد پدرم « رضى » گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد الله گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسين بن ابى الخطاب از محمد بن اسماعيل بن بزيع از ابراهيم بن عبد الحميد كه گفت شنيدم از امام موسى كاظم ( ع ) كه در سجودش ميفرمود يا من علا فلا شيء فوقه و يا من دنا فلا شيء دونه اغفر لي و لاصحابى يعنى اى آنكه برترى جست پس چيزى ز بر او نيست و اى كسى كه نزديك شد پس چيزى پست‌تر از او نيست مرا و ياوران مرا بيامرز . پدرم « رضى » گفت كه حديث كرد ما را احمد بن ادريس از محمد بن احمد از سهل بن زياد از احمد بن بشر از محمد بن جمهور عمى از محمد بن فضل بن يسار از عبد اللَّه بن سنان از امام جعفر صادق ( ع ) كه گفت آن حضرت در باب ربوبيت عظمى و الهيت كبرى فرمود كه كسى غير از خدا چيزى را نه از چيزى هستى نميدهد و غير از خدا كسى چيزى را از جوهر هستى كه دارد بسوى جوهر ديگر نقل نميكند و كسى نميتواند كه چيزى را از هستى بسوى نيستى نقل كند مگر خدا . حديث كرد ما را محمد بن موسى بن متوكل « رضى » گفت كه حديث كرد ما را على بن ابراهيم بن هاشم گفت كه حديث كرد ما را پدرم از ريان بن صلت از حضرت على بن موسى الرضا ( ع ) از پدرش از پدرانش از امير المؤمنين عليهم السلام كه فرمود رسول خدا