تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
و خداى آفريدگار و صاحب لطف بزرگوار آفريده و ساخته نه از چيزى يعنى اصول چيزها را كه آفريده و ساخته از مادهء نيافريده و نساخته بلكه بقلم صنع و پروردگار قدرت بر لوح عدم چنين نسخه‌ها نوشته و اين نقشها و صورتها را نگاشته و به آب زندگى گلستان وجود را به اين گلهاى صنعت آراسته عرض كردم كه فداى تو گردم و كسى غير از آفرينندهء بزرگوار آفريننده است . فرمود بدرستى كه خداى تبارك و تعالى ميفرمايد كه
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
يعنى پر خير و منفعت است خدائى كه نيكوتر از همهء آفرينندگان است پس بحقيقت كه خبر داده است كه در ميان بندگانش آفرينندگان و غير آفرينندگانى هستند از جملهء ايشان عيسى است صلى الله عليه كه بفرمان خدا از گل چون هيئات مرغ را آفريد و در آن دميد و بفرمان خدا پرندهء گرديد كه ميپريد و سامرى از براى ايشان گوساله‌اى را آفريد كه تنى بود كه آن را فريادى بود كه آواز ميداد عرض كردم كه عيسى از گل مرغى را آفريد كه دليل بر پيغمبريش باشد و سامرى گوساله‌اى را آفريد كه تنى باشد از براى نقض و شكست پيغمبرى موسى صلى الله عليه و خدا خواست كه آن همچنين باشد بدرستى كه اين عجيب است كه امرى از اين عجيب‌تر نباشد حضرت فرمود كه واى بر تو يا رحمت بر تو باد اى فتح بدرستى كه خدا را دو اراده و دو مشيت است يكى ارادهء حتمى كه بمعنى محتوم است يعنى محكم ساخته و واجب گردانيده و به آن حكم فرموده و ديگرى ارادهء عزمى و مراد از آن اين است كه اراده فرمود كه مكلف افعال خويش را به اختيار خود بجا آورد نه بجبر و به اين اراده گاهى نهى و منع از چيزى ميفرمايد و حال آنكه ميخواهد كه به عمل آيد و به چيزى امر ميفرمايد و نميخواهد كه به عمل آيد آيا نديدى و ندانستى كه آن جناب آدم و زن او را نهى فرمود كه از آن درخت معهود بخورند و خدا آن را خواسته بود و اگر نميخواست نميخوردند و اگر ميخوردند مشيت و خواست ايشان بر خواست خداى تعالى غالب شده بود و ابراهيم را بسر بريدن فرزندش اسماعيل عليهما السلام امر فرمود و ميخواست كه او را سر نبرد و اگر نميخواست كه او را سر نبرد خواست ابراهيم بر خواست خداى عز و جل غالب گرديده بود
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 49 | اردكانى / الشيخ الصدوق