تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
كارهاى بندگان و سائل آنچه را كه مىباشد از خوبى و بدى بنا بر اين معنى قضاء كرده باشد زيرا كه خداى عز و جل بهمهء آنها دانا است و صحيح است كه آنها را ببندگان خود اعلام فرمايد و ايشان را از آنها خبر دهد و گاهى قدر نيز در معنى نوشتن و خبر دادن مىباشد چنان كه خداى عز و جل فرموده كه
إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْناها مِنَ الْغابِرِينَ
و اين آيه در سورهء حجر و نمل هر دو واقع شده و در هيچ يك چنان نيست كه مؤلف در كتاب ذكر كرده زيرا كه در سورهء حجر قدرنا بدون ها است و در سورهء نمل كه قدر ناها است بعد از آن من الغابرين واقع شده بدون آنها و لام و ظاهر كلام مؤلف تخفيف دال قدرنا است و آن در هر دو موضع قرائت شده است و هر چند كه قرائت سائر قراء به تشديد دال كه از تقدير است نيز بمعنى آن باشد و ترجمهء آيه بناء آنچه در سورهء نمل است اين مىشود كه پس رهانيديم لوط و كسان او را مگر زنش را كه قضاء كرديم او را از بازماندگان و بنا بر آنچه در سورهء حجر است معنى اين مىشود كه بدرستى كه ما نجات دهندگانيم همهء ايشان را مگر زن لوط را كه قضاء كرديم و حكم نموديم بامر خدا بدرستى كه آن زن هر آينه از بازماندگانست در شهر خود براى عذاب و مؤلف ميگويد كه يعنى نوشتيم و خبر داديم و عجاج شاعر گفته است كه و اعلم بان ذا الجلال قد قدر في الصحف الاولى التى كان سطر يعنى و دانا شو باينكه خداى خداوند جلال و بزرگوارى بحقيقت كه نوشته است در نامهاى نخستين و كتابهاى پيشين آنها را كه نوشته بود يعنى در لوح محفوظ و قدر در اين بيت معنيش كتب باشد يعنى نوشت چنان كه ترجمه شد و گاهست كه قضاء يعنى حكم و الزام مىباشد خداى عز و جل فرموده كه
وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً
و مرادش اينست كه به آن حكم فرموده و خلقش را به آن الزام نموده و روا باشد كه گفته شود كه خداى عز و جل قضاء فرموده از اعمال بندگان بنا بر اين معنى آنچه را كه بندگانش را به آن الزام نموده و به آن بر ايشان حكم كرده و آنها واجبات است نه غير آنها و نيز روا باشد كه خداى عز و جل اعمال بندگان را تقدير كند باينكه مقادير و احوال آنها را از حسن و قبح و وجوب و استحباب و غير اينها بيان فرمايد و از ادلهء بر آن بجا مىآورد آنچه را كه اين احوال از براى اين