خدا ( ص ) كه ميفرمود خدا مقادير را اندازه فرمود پنجاه هزار سال پيش از آنكه آسمانها را بيافريند حديث كردند ما را على بن عبد اللَّه وراق و على بن محمد بن حسن معروف بابن مقبرهء قزوينى گفتند كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه گفت كه حديث كرد ما را هيثم بن ابى مسروق نهدى از حسين بن علوان از عمر و بن ثابت از سعد بن طريف از اصبغ بن نباته كه گفت امير المؤمنين ( ع ) از نزد ديوارى كه ميل كرده و كج شده بود بسوى ديوارى ديگر عدول فرمود پس به آن حضرت عرض شد كه يا امير المؤمنين از قضاى خدا ميگريزى فرمود كه از قضاى خدا بسوى قدر خداى عز و جل ميگريزم .
حديث كرد ما را ابو الحسن محمد بن عمرو بن على بصرى گفت كه حديث كرد ما را ابو الحسين على بن حسين بن حسن مثنى كه حديث كرد ما را ابو الحسن على بن مهرويه قزوينى گفت كه حديث كرد ما را ابو احمد غازى گفت حديث كرد ما را حضرت على بن موسى الرضا گفت كه حديث كرد ما را پدرم موسى بن جعفر گفت كه حديث كرد ما را پدرم جعفر بن محمد گفت كه حديث كرد ما را پدرم محمد بن على گفت كه حديث كرد ما را پدرم على بن الحسين گفت كه حديث كردما را پدرم حسين بن على عليهم السلام و فرمود كه از پدرم على بن ابى طالب ( ع ) شنيدم كه ميفرمود اعمال بر سه حال است واجبات و فضيلتها و گناهان اما واجبات بامرى خداى عز و جل و برضاى خدا و به قضاى خدا و تقدير و مشيت و عمل اوست . و اما فضيلتها بامر خدا نيست و ليكن برضاى خدا و به قضاى خدا و به قدر خدا و بمشيت و بعلم خدا است . و اما گناهان بامر خدا نيست و ليكن به قضاى خدا و به قدر خدا و بمشيت و بعلم او است . بعد از آن بر آنها عقاب ميفرمايد .
« مترجم گويد : » كه مؤلف گفته كه مصنف اين كتاب ميگويد كه قضاى خداى عز و جل در گناهان حكم او است در آنها و مشيتش در گناهان نهى او از آنها است و قدرش در آنها علم او است بمقدارها و مبلغهاى آنها و به همين استاد فرمود كه امير المؤمنين ( ع ) فرمود كه همهء دنيا جهل و نادانى است مگر مواضع علم و همهء علم حجت است مرگ آنچه به آن عمل شود و همهء علم رياء است مگر آنچه با اخلاص باشد
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 409
مساهمون: اردكانى
ص٤٠٩