حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد « ره » گفت كه حديث كرد ما را محمد بن حسن صفار از ابراهيم بن هاشم از على بن معبد از درست از پسر اذنيه از زراره از حضرت صادق ( ع ) كه گفت گفتم فداى تو گردم در باب قضاء و قدر چه ميفرمائى فرمود ميگويم كه خداى تبارك و تعالى چون در روز قيامت بندگان را جمع كند ايشان را از آنچه بسوى ايشان عهد كرده سؤال كند و سؤال نكند ايشان را از آنچه بر ايشان قضاء و حكم فرمود .
پدرم « ره » گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد اللَّه گفت كه حديث كرد ما را احمد بن محمد بن عيسى از محمد بن خالد برقى از عبد الملك بن عشرهء شيبانى از پدرش از جدش كه گفت مردى به خدمت امير المؤمنين ( ع ) آمد و عرض كرد كه يا امير المؤمنين .
مرا خبر ده از قدر فرمود كه درياى گوديست پس در آن داخل شو عرض كرد كه يا امير المؤمنين مرا خبر ده از قدر فرمود كه راه تاريست پس در آن مرو عرض كرد كه يا امير المؤمنين مرا خبر ده از قدر فرمود كه سر خدا است پس آن را تكلف مكن و رنج و زحمت مكش عرض كرد كه يا امير المؤمنين مرا خبر ده از قدر - امير المؤمنين ( ع ) فرمود كه چون اباء و امتناع كردى من از تو سؤال ميكنم مرا خبر ده كه آيا رحمت خدا از براى بندگان پيش از اعمال بندگان بوده يا اعمال بندگان پيش از رحمت خدا بوده راوى ميگويد كه آن مرد عرض كرد كه بلكه رحمت خدا از براى بندگان پيش از اعمال بندگان بوده امير المؤمنين ( ع ) فرمود كه برخيزيد و بر برادر خود سلام كنيد كه او الحال اسلام آورد و پيش از اين كافر بود راوى ميگويد پس آن مرد اندكى راه رفت كه پر دور نشد و بسوى آن حضرت برگشت و عرض كرد كه يا امير المؤمنين اياما بمشيت و خواست اول برميخيزيم و مىنشينيم و قبض و بسط به عمل مىآوريم امير المؤمنين فرمود كه تو در مشيت و نسبت به آن دورى بدان و آگاه باش كه من تو را از سه مسأله سؤال ميكنم كه خدا از برايت در چيزى از آنها بيرون رفتن گاهى را قرار ندهد مرا خبر ده كه آيا خدا بندگان را آفريده چنان كه خود خواسته يا چنان كه ايشان خواستهاند عرض كرد كه چنان كه خود خواسته حضرت فرمود كه خدا بندگان را آفريده به جهت آنچه خود
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 406
مساهمون: اردكانى
ص٤٠٦