تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
اى پسر خالد جز اين نيست كه غاليانى كه بزرگى خدا را كوچك شمرده‌اند اين اخبار را از ما وضع كرده‌اند و بدروغ از ما روايت نموده‌اند پس هر كه ايشان را دوست دارد ما را دشمن داشته و هر كه ايشان را دشمن دارد ما را دوست داشته و هر كه با ايشان دوستى ورزد با ما دشمنى ورزيده و هر كه با ايشان دشمنى ورزد با ما دوستى ورزيده و هر كه ايشان را پيوند كند از ما بريده و هر كه از ايشان ببرد ما را پيوند كرده و هر كه با ايشان جفاء كند با ما نيكى كرده و هر كه با ايشان نيكى كند با ما جفاء كرده و هر كه ايشان را بنوازد ما را خوار گردانيده و هر كه ايشان را خوار گرداند ما را نواخته و هر كه ايشان را قبول كند ما را رد كرده و هر كه ايشان را رد كند ما را قبول كرده و هر كه با ايشان احسان كند با ما بدى كرده و هر كه با ايشان بدى كند با ما احسان كرده و هر كه ايشان را تصديق كند ما را تكذيب نموده و هر كه ايشان را تكذيب كند ما را تصديق كرده و هر كه بايشان عطاء كند ما را محروم ساخته و هر كه ايشان را محروم سازد بما عطاء كرده‌اى پسر خالد هر كه از شيعيان ما باشد بايد كه از ايشان دوست و يارى دهندهء را فرا نگيرد .

باب پنجاه و هشتم در بيان قضاء و قدر و فتنه يعنى آزمايش و روزىها و نرخها و قدرت‌هاى معين

پدرم « ره » گفت كه حديث كرد ما را سعد بن عبد الله گفت كه حديث كرد ما را يعقوب بن يزيد از ابن ابى عمير از جميل بن دراج از زراره از عبد اللَّه بن سليمان از حضرت صادق ( ع ) كه گفت شنيدم از آن حضرت كه ميفرمود قضاء و قدر دو آفريده‌اند از آفريدگان خدا و خدا ميافزايد در آفريدهء خويش آنچه را كه خواهد .