تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
و در ازل دانسته كه او به اختيار خود ايمان آورد پس حضرت امام رضا ( ع ) فرمود كه حديث كرد مرا پدرم موسى بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد از پدرش محمد بن على از پدرش على بن الحسين از پدرش حسين بن على پدرش على بن ابى طالب عليهم السلام كه مسلمانان برسول خدا ( ص ) عرض كردند كه يا رسول اللَّه اگر اكراه ميكردى كسى را كه بر او قدرت دارى از مردمان بر دين اسلام هر آينه شمارهء ما بسيار شدى و ما بر دشمنان خويش قوت بهم ميرسانيديم رسول خدا ( ص ) فرمود كه من چنان نيستم كه خدا را ملاقات كنم با بدعت و تازهء كه در آن چيزى را بسوى من احداث نفرموده باشد
وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ
يعنى و نيستم من از جملهء تكلف‌كنندگان كه رنج اين مطلب را بكشم و بىفرمودهء خدا اين كار را به خود گيرم پس خداى تبارك و تعالى اين را فرو فرستاد كه يا محمد
وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً
يعنى اگر ميخواست بر وجه بيچارگى و اضطرار در دنيا چنان كه در نزد معاينه و ديدن عذاب در آخرت ايمان مىآورند و اگر با ايشان چنين ميكردم و اين را به عمل مىآوردم از من ثواب و مدحى را استحقاق نداشتند و ليكن من از ايشان اين را اراده دارم كه ايمان بياورند در حالى كه مختار باشند و مضطر نباشند تا آنكه نزديكى و نوازش و دوام خلود در بهشت جاويد را از من استحقاق داشته باشند
أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ
و اما قول آن جناب عز و جل
وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ
پس آن بر وجه تحريم ايمان بر آن نفس نيست و ليكن بنا بر اين معنى است كه هيچ نفسى چنان نيست كه ايمان آورد مگر باذن خدا و اذنش امر كردن او است آن نفس را بايمان مادامى كه مكلف و عبادت‌كنندهء باشد و بيچاره گردانيدن او است آن را بسوى ايمان در نزد زوال تكليف و تبعد از آن مأمون گفت كه اندوه را از من بردى يا أبا الحسن خدا اندوه را از تو ببرد . حديث كردند ما را پدرم و محمد بن حسن بن احمد بن وليد « رضى » گفتند كه حديث كردند ما را محمد بن يحيى عطار و احمد بن ادريس هر دو از محمد بن احمد بن يحيى بن عمران اشعرى از ابراهيم بن هاشم از على بن معبد از درست از فضيل بن يسار كه گفت شنيدم از حضرت صادق ( ع ) كه ميفرمود خدا خواسته كه من توانا باشم آنچه
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 385 | اردكانى / الشيخ الصدوق