دلالت دارند بسبب تفريق و جدائى كه دارند بر آنكه اينها را از هم جدا ساخته و به علت تأليف و انضمامى كه دارند بر آنكه اينها را بهم ضم نموده و اينست معنى قول خداى عز و جل
وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
پس به اينها در ميان پيش و بعد جدائى انداخته تا معلوم شود كه او را پيشى و بعدى نيست و همهء اينها بطبائع و سرشتها و مزاجى كه دارند گواهند كه آن كه اين طبيعتها را به اينها عطاء فرموده خود طبيعت و مزاجى ندارد و بواسطهء وقتى كه دارند خبر ميدهند كه آنكه وقت را از براى اينها پيدا كرده خود وقتى ندارد و پارهء از اينها را از پارهء پوشانيده و مستور ساخته تا معلوم شود كه در ميان او و آفريدگانش حجاب و پردهء نيست غير از خلقش كه ايشان را آفريده و آن جناب پروردگار بود در هنگامى كه هيچ پروريدهء نبود كه قابل پرورش باشد و معبود بود در زمانى كه عبادتكنندهء نبود كه عبادت كند و عالم بود در وقتى كه هيچ معلومى نبود كه علم به آن تعلق گيرد و شنوا بود در حينى كه هيچ مسموعى نبود كه قابليت شنيدن داشته باشد بعد از آن شروع فرمود كه اين ابيات را ميفرمود كه
و لم يزل سيدى بالعلم معروفا * و لم يزل سيدى بالجود موصوفا
و كان اذ ليس نور يستضاء به * و لا ظلام على الآفاق معكوفا
و ربنا بخلاف الخلق كلهم * و كل ما كان في الاوهام موصوفا
و من يرده على التشبيه ممثلا * يرجع أخا حصر بالعجز مكتوفا
و في المعارج يلقى موج قدرته * موجا يعارض طرف الروح مكفوفا
فاترك اخا جدل في الذين منعمقا * قد بالشر الشك فيه الراى مأووفا
و اصحب أخا ثقة حبا لسيد * و بالكرامات من مولاه محفوفا
امسى دليل دليل الهدى في الارض منتشرا * و في السماء جميل الحال معروفا
يعنى پيوسته آقاى من بعلم و دانش مشهور و معروف و پيوسته آقاى من بجود و بخشش موصوف بوده و بوده در زمانى كه هيچ روشنى نبوده كه به آن روشنى جسته شود و نه تاريكى كه بر گرانهاى آسمان مقيم گردانيده شده باشد و پروردگار ما بخلاف همهء آفريدگان و بخلاف هر چيزيست كه در وهمها و خيالها موصوف باشد و هر كه او را اراده كند بر وجه تشبيه كه آن جناب را مانند چيزى داند در حالى كه او را تصوركننده باشد بر ميگردد صاحب باطل و بيهودهء كه بعجز شانه بسته است و در جايهاى بلند ملاقات ميكنند موج