تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
و قوت هر فرشتهء از ايشان قوت ثقلين است كه با قوت جن و انس برابرى مىكند از جملهء آن حجابها حجاب ظلمت و تاريكى است و از جملهء آنها حجاب نور و روشنى و بعضى از آنها حجاب آتش و بعضى از آنها حجاب دود و بعضى از آنها حجاب ابر و بعضى از آنها حجاب برق و بعضى از آنها حجاب باران و بعضى از آنها حجاب رعد و بعضى از آنها حجاب ضوء و روشنى و بعضى از آنها حجاب ريگ و بعضى از آنها حجاب كوه و بعضى از آنها حجاب غبار و بنا بر بعضى از نسخ توحيد و بعضى از آنها حجاب كوه غبار و بعضى از آنها حجاب آب و بعضى از آنها حجاب جويها و اينها حجابهاى مختلف است كه گندگى هر حجابى هفتاد هزار ساله را هست بعد از آن سرا پرده‌هاى جلال است و آنها هفتاد سراپرده است كه در هر سراپردهء هفتاد هزار فرشته است و در ميان هر سراپرده و سراپردهء ديگر پانصد ساله را هست بعد از آن سرا پردهء عزت است بعد از آن سراپرده كبرياء بعد از آن سراپردهء عظمت بعد از آن سراپردهء قدس بعد از آن سراپردهء جبروت بعد از آن سراپردهء فخر بعد از آن نور سفيد بعد از آن سراپردهء وحدانيت و آن هفتاد هزار ساله راه در هفتاد هزار ساله را هست بعد از آن حجاب اعلى است كه از همه برتر و بالاتر باشد و كلام آن حضرت ( ع ) تمام شد و خاموش گرديد پس عمر به آن حضرت گفت كه يا ابا الحسن نمانم از براى روزى كه تو را در آن نبينم . حديث كرد ما را ابو الحسن على بن عبد اللَّه بن احمد اسوارى گفت كه حديث كرد ما را مكى بن احمد بن سعدويه بردعى گفت كه خبر داد ما را ابو عمير عدى بن احمد بن عبد الباقى در اذنه و اذنه بفتح همزه و ذال شهريست نزديك طرطوس گفت كه حديث كرد ما را ابو الحسن احمد بن محمد بن براء گفت كه حديث كرد ما را عبد المنعم بن ادريس گفت كه حديث كرد مرا پدرم از وهب از ابن عباس از پيغمبر ( ص ) كه فرمود خداى تبارك و تعالى را خروسى است كه پاهايش در تخوم و حد زمين هفتم و سرش در نزد عرش است در حالى كه گردنش را در زير عرش پيچيده و برگردانيده و دو تا كرده و فرشتهء از فرشتگان خداى عز و جل كه خداى تبارك و تعالى او را آفريده و پايهايش در تخوم زمين هفتم است كه از همهء طبقات زمين پائين‌تر است گذشت در حالى كه در آن بالا رونده
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 318 | اردكانى / الشيخ الصدوق