خداى عز و جل كه
وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
يعنى و دليل ديگر بر قدرت ما آفتابست كه روان مىشود و ميرود از براى قرارگاهى كه از براى آنست آن رفتن تقدير و مقدر خداونديست غالب و دانا و حضرت فرمود كه مقصود از آن صنعت پروردگار عزيز است در ملك و پادشاهيش با خلقش و فرمود كه بعد از آن جبرئيل حلهء روشنى از نور عرش را بنزد آفتاب مىآورد بر اندازهء ساعتهاى روز در درازى كه در تابستان دارد يا كوتاهى آن در زمستان يا ميان اين و آن در پائيز و بهار و فرمود كه پس آفتاب آن حله را در مىپوشد چنان كه يكى از شما جامهايش را در مىپوشيد بعد از آن با آن حله در هواى آسمان ميرود تا آنكه از مكان طلوعش طالع مىشود و پيغمبر ( ص ) فرمود كه گويا من بسوى آن مىنگرم كه مقدار سه شبانه روز محبوس شده كه هيچ برنميآيد بعد از آن روشنى را بر آن در نپوشانند و مأمور شود كه از مغربش طلوع كند و اينست معنى قول خداى عز و جل
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ
يعنى چون آفتاب در هم پيچيده شود و چون ستارگان تيره و تار شوند و ماه همچنين است از مطلع و مجراى آن در كنارهء آن و مغرب آن و بلندشدنش بسوى آسمان هفتم و در زير عرش سجده مىكند و جبرئيل حلهء از نور كرسى را در نزد آن مىآورد و اينست معنى قول خداى عز و جل
هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً
يعنى او است آن خداوندى كه گردانيد آفتاب را بسيار روشن و ماه را روشن ابو ذر « ره » گفت كه بعد از آن با رسول خدا ( ص ) بگوشهء رفتيم و نماز مغرب را بجا آورديم .
حديث كرد ما را احمد بن محمد بن يحيى عطار « ره » گفت كه حديث كرد ما را پدرم گفت كه حديث كرد ما را حسين بن حسن بن ابان از محمد بن اورمه از زياد قندهارى از درست از مردى از حضرت صادق ( ع ) كه فرمود خداى تبارك و تعالى را فرشتهايست كه دورى ما بين نرمهء گوش تا گردنش به قدر پانصد ساله راهست بجنبيدن و پرواز مرغ حديث كرد ما را محمد بن حسن بن احمد بن وليد « ره » گفت كه حديث كرد ما را