تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
و عيب نمىتوانيد كرد مگر آنكه من اول كسى هستم كه به خدا و برسولش ايمان آورده‌ام گفتند كه تو چنينى و ليكن تو ابو موسى اشعرى را در دين خدا حكم كردى كه حكم كند حضرت ( ع ) فرمود به خدا سوگند كه من مخلوقى را حكم نكردم و جز اين نيست كه قرآن را حكم كردم و اگر نه اين بود كه من بر كار خويش مغلوب شدم و در رأى خود مخالفت شدم هر آينه راضى نميشدم كه جنگ اسلحهء خود را بگذارد و آتش قتالى كه در ميان من و اهل جنگ با خدا است فرو نشيند تا سخن خدا را بلند گردانم و دين خدا را يارى دهم و هر چند كه كافران و جاهلان ناخوش داشته باشند . « مترجم گويد » كه مؤلف گفته كه مصنف اين كتاب ميگويد كه در باب كتاب خدا وارد شده كه قرآن كلام خدا و وحى خدا و قول خدا و كتاب خدا است و در باب آن وارد نشده كه آن مخلوق است و جز اين نيست كه ما از اطلاق نام مخلوق بر آن منع‌شده‌ايم زيرا كه مخلوق در لغت گاهى مكذوب مىباشد يعنى دروغ گفته شده و گفته مىشود كه كلام مخلوق يعنى مكذوب خداى تبارك و تعالى فرموده كه
إِنَّما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثاناً وَ تَخْلُقُونَ إِفْكاً
يعنى جز اين نيست كه مىپرستيد از غير خدا بتانى چند را و بر مىبافيد افك را يعنى دروغ ميگوئيد دروغ گفتنى و آن جناب از روى حكايت از منكران توحيد فرموده كه
ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ
يعنى نشنيده‌ايم اينكه محمد ميگويد از وحدانيت خدا و نبودن شريكان او در كيش باز پسين يعنى ملت عيسى كه آخرين ملتها است چه ترسايان بسه خدا قائلند نه بتوحيد نيست اين توحيد كه او ميگويد مگر اختلاق يعنى بربافتن و دروغى از نزد وى پس هر كه گمان كند كه قرآن مخلوق است به اين معنى كه آن مكذوب است بحقيقت كه كافر شده و كسى كه ميگويد كه آن مخلوق نيست به اين معنى كه محدث و منزل و محفوظ نيست خطا كرده و غير حق و صواب گفته و اهل اسلام بر اين اجماع كرده‌اند كه قرآن كلام خداى عز و جل است بر وجه حقيقت نه مجاز و بر اينكه هر كس غير از اين بگويد بحقيقت كه انكارشدهء از سخن يعنى گفتار ناشناخته و نادانسته و دروغ و باطل و منحرف از حق